![]() |
![]() |
|
| ادبی.هنری.اجتماعی |
|
تاریخچه تشکیل گروه های شیدا و عارف و کانون چاووش
در حدود سالهای 50 و 51 در فضای فکری و فرهنگی کشور تفکر غرب ستیزی و بازگشت به خویشتن در حال اوج گرفتن بود . وغالب جریان های روشنفکری متاثر از این جریان به تشریح فضایی برای مبارزه با غرب و ایجاد فرهنگی بومی تاکید داشتند.این دیدگاه ها کلیه شئون فرهنگی و فکری کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود . متفکرانی نظیر دکتر فردید و دکتر شریعتی در مقالات و سخنرانی های خود مباحثی را در تشریح رجحان فرهنگی مشرق زمین و خاصه ایران بر فرهنگ مغرب زمین مطرح میکردند. این جریان بازگشت به خویشتن در موسیقی ایران در وهله اول در مرکز حفظ و اشاعه شکل گرفت.احیا فرهنگ غنی موسیقی دستگاهی واستفاده از استادان طراز اول این موسیقی آغازی بر این حرکت در عرصه موسیقی ایران بود. پرچم داران اصلی این حرکت استادان داریوش صفوت و نورعلی خان برومند بودند که با دعوت از مطرحترین اساتید این موسیقی و استفاده از جوانانی مستعد یکی از تاثیر گذار ترین حرکت ها را در موسیقی ایران بنا نهادند. هسته اولیه گروه های "شیدا" و " عارف" در مرکز حفظ و اشاعه ایجاد شد . گروه شیدا قبل از گروه عارف فعالییت خود را با هدف اجراهایی جدی و قدرتمند از موسیقی دستگاهی آغاز کرد و در واقع اولین گروه جدی موسیقی بود که از همه سازهای ایرانی به صورت گروه نوازی استفاده می کرد.
گروه شیدا کار خود را با سرپرستی محمد رضا لطفی آغاز کرد و در ابتدای کار به باسازی قطعات قدیمی موسیقی دستگاهی پرداخت. بعد از مدتی گروه دیگری با سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کار خود را آغاز کرد.هدف اصلی این گروه نیز چون شیدا بازسازی و باز شناسی موسیقی دستگاهی ایران بود. هر دوی این گروه ها در ابتدای امر گروه هایی با اهدافی صرفا موسیقایی بودند و مرکز ثقل فعالییت های آنها معطوف به دیدگاه های استاد برومند بود. شاید بتوان گفت اغاز رویکرد سیاسی این گروه ها به ویژه گروه شیدا با آشنایی و ورود استاد هوشنگ ابتهاج به رادیو آغاز میشود. و در واقع این هوشنگ ابتهاج است که جان تازه ای را به موسیقی ایران و حضور اجتماعی این مسیقی میدهد. بعد از حادثه 17 شهریور 57 استاد محمد رضا لطفی به همراه دیگر هنرمندان جوان و نیز سر پرست موسیقی رادیو به صورت دسته جمعی استعفا میدهند و اولین اعتراض جدی خود را به حکومت پهلوی اعلام میدارند. با نظر استاد لطفی و برای ادامه فعالیت و کار هنرمندان مرکز موسیقی دیگری در خیابان حقوقی تهران بر پا شد مرکزی که آغاز گر تحولی جدی در موسیقی ایران بود. نام این مرکز را چاووش گذاشتند. کانون چاووش تبدیل به مرکز جدیدی برای تولید و آموزش و تدریس موسیقی شد. موسیقی های ساخته شده در چاووش در نغمه های اصلی مردم ایران در انقلاب سال 57 بود که سالیان متمادیست همچنان در دل و جان مردم ایران جاری و ساری است. مجید درخشانی یکی از اعضای گروه شیدا و کانون چاووش درباره تشکیل گروه شیدا و کانون چاووش چنین می گوید:" گروه «شیدا» و در پی آن کانون «چاووش» بنیانی بود که با عشق پیریزی شد، عشق و احساس دین به فرهنگ و هنر ایران. بعد از استعفای دستهجمعی گروه شیدا از رادیو که به پیشنهاد و عظم لطفی شکل گرفت، در واقع ما از او در این حرکت تبیعت کردیم. منزل شخصی لطفی محل تمرینها و تکثیر آثار گروه شیدا و لطفی شد. اعضای گروه شبانهروز کار میکردند و خود هم کارها را توزیع میکردند. یادم میآید من مسوول توزیع در چهارراه ولیعصر بودم، وقتی کار «شبنورد» پخش میشد، مردمی که شهید دادهبودند با چشمانی اشکبار آثار را تهیه میکردند و ما در باران اشک مردم غبار خستگی را از روح و جانمان میشستيم."
تحولات اجتماعی و موسیقی چاووش
موسیقی گروه های شیدا و عارف وکانون چاووش در دوره فرهنگی خاصی شکل گرفته است. در این دوره غالب علوم انسانی و هنری کشور از رشد به سزایی بر خوردار بوده و در واقع این جریان در امتداد جریان فرهنگی بعد از کودتای 1332 در دهه پنجاه به اوج بالندگی خود رسیده است. برخی مورخین سالهای 42 تا 57 را به نوعی آغاز و پایان جریان انقلابی مردم ایران می دانند اما در واقع اوج حرکت و قیام مردم از دی ماه 56 آغاز شد و هر چه به بهمن 57 نزدیک تر می شد التهاب ها و تنش ها بیشتر می شد. یکی از مهمترین دلایل تمایز موسیقی چاووش در آن سال ها با دیگر موسیقی ها نیز همین شرایط خاص اجتماعی بود. شرایطی که تاثیرات شدیدی را به همه اقشار جامعه وارد کرده بود . فضای انقلابی باعث عمیق تر شدن روابط و عواطف انسانی مردم شده بود. این تاثیر در جامعه هنری و موسیقی نیز خود را به بهترین شکل نشان میداد .در واقع جمع شدن عده ای از بهترین هنرمندان جوان در کنار هم و همدلی و همراهی آنها با هم خود گواه این مدعاست. اتفاقی که دیگر به آن شکل تکرار نشد. یکی دیگر از علل ماندگاری و تاثیر گذاری موسیقی کانون چاووش همراهی این موسیقی با حرکت و نیازهای اجتماعی مردم بود.این امر نیز امری منحصر به فرد است چرا که کمتر پیش می آید که مردم یک جامعه به صورتی همگانی و خود جوش نیازی واحد را فریاد کنند و همه شمول یک جامعه را با خود همراه سازند. از دیگر علل تمایز موسیقی چاووش و برتری آن نسبت به دیگر موسیقی ها احسا سات عمیق ملی و مردمی آن بود . احساساتی که خالی از هر گونه تظاهر و خود نمایی بود و حقیقتا با احساسات ملی و مردمی ملت همراه بود بدون اینکه هیچ سفارش و توصیه ای در کار باشد. و به قولی" کانون چاووش با مردم تولد یافت، با مردم روی پای خود ایستاد، با مردم زیست و درقلب آنها ماند." در حقیقت از مهمترین ویژگی های موسیقی چاووش اجتماعی بودن این موسیقی است و شاید تنها نمونه شبیه به آن تصانیف عارف قزوینی و پیوند آن با فضای اجتماعی آنزمان باشد.
شهرام ناظری یکی از خوانندگان کانون چاووش در مورد فضای اجتماعی آن دوره وتاثیر آن بر موسیقی چنین می گوید : "در زمان انقلاب حال و فضا وجوشش خاصی در جامعه ما درجریان بود. و یك همآهنگی بین مردم و هنر وجود داشت. موسیقی اصیل ایرانی هم با این جنبش در جامعه همراه شد و یك علاقه متقابل بین مردم و هنر موسیقی بوجود آمد که بنظر من در دنیا كم نظیربوده است. آن دوران بخاطر داشتن فضایی پرشور در موسیقی هم تأثیر گذاشت و تكاپوی اجتماع ، هنر و موسیقی را هم پرشور کرد". استاد محمد رضا لطفی هم در مورد تاثیر جامعه بر کار آن دوران می گوید:" من فكر ميكنم اولين عاملي كه در آن سالها باعث خلق چنان آثاري شد، تاثيرپذيري هنرمندان از اجتماع و محيط پيرامون خودشان بود."
ویژگی های موسیقایی
قطعات موسیقی اجرا شده توسط گروه های شیدا و عارف در کانون چاووش را می توان به چهار گروه تقسیم کرد: 1- قطعات سازی 2- سرود ها و قطعات کرال 3- تصنیف ها 4- قطعات آوازی(ساز و آواز) در مجموعه های موسیقی چاووش اولین و چشمگیر ترین مشخصه فضای ریتمیک خاص است.تنوع خطوط ریتمیک و الگوهای متنوع بیانگر نوعی پویایی و هیجانات خاص است که به بهترین شکل ممکن با نیاز جامعه همراه است.از بهترین نمونه های این قطعات که دارای ریتمی خاص و متنوع هستند می توان به قطعات "سواران دشت امید " و" حصار" ساخته حسین علیزاده اشاره کرد. در قطعات "حصار" و "سواران دشت امید" از الگوهای ریتمیک خاص و نویی استفاده شده است که تا پیش از آن در موسیقی ما سابقه نداشته است.تنظیمات و حالت های سئوال و جواب بین ساز ها و حالت حماسی اجرا نیز بسیار شنیدنی و منحصر به فرد است.استفاده از ساز سنج در قطعه حصار فضا را به شدت حماسی و تاثیر گذار می کند.
نکته مهم در این نوع موسیقی آن است که ریتمها علی رغم تنوع و حالت جدیدشان کاملا با ملودی ها و نغمه های موسیقی دستگاهی ممزوج شدهاند و شخصیت آنها را کاملا حفظ کرده اند . از دیگر مشخصات خاص موسیقی چاووش ساز بندی های متنوع آنها و نیز استفاده از ساز های بم خوانی چون بم تار و عود و رباب است.خطوط بم در موسیقی های چاووش شخصیت مستقلی دارند وبه خوبی شنیده می شوند فضایی که در موسیقی ایرانی تقریبا وجود نداشت.از بهترین نمونه هایی که می توان به آن اشاره کرد قطعه" خاموشی "",تیغ باید" و "کاروان" از محمد رضا لطفی",رزم مشترک" و" پیروزی" از پرویز مشکاتیان و" میهن" و" حصار" از حسین علیزاده است.
از دیگر ویژگی های پر اهمیت به ویژه در آثار استاد لطفی استفاده از حالت ها و ملودیها و فرمهای موسیقی محلی و شهری کردن آنهاست قطعاتی چون سپیده, نشتمان ,دلیرانه و .... که از موسیقی نواحی مختلف ایران چون لرستان ,آذربایجان و کردستان اقتباس شده است.این امر نه تنها از نظر موسیقی این آثار را ارزشمند کرده است که گستره شنیداری این آثار را نیز در بین تمام اقوام کشور شایع کرده است. در واقع آثار چاووش سعی بر این داشته است که در کالبد موسیقی بر وحدت همه اقوام کشور تاکید کند.
مساله دیگری که نباید نادیده گرفته شود این است که تنظیمات قطعات و ساختار بسیاری از آنها تابع و تحت تاثیر قوانین و فرم های موسیقی غربی است.استفاده از هارمونی و کنترپوان در بسیاری از خطوط و تصنیف قطعات و استفاده از فرمهای کرال و حالت های مارش گونه در بسیاری از قطعات موسیقی چاووش به چشم می آید. اما انچه حائز اهمیت است آن است که این نوع تنظیمات و فرمها به ماهیت نغمات و حالت ها ی انها آسیب نرسانده است و همه ملودی ها فضایی کاملا ایرانی دارند.در چاووش 8 برای اولین بار یک اتفاق زیبا و شنیدنی افتاده است ملودی پر تحرک و زیبایی در دستگاه همایون به صورت گروه نوازی آغاز میشود و بر روی آن یک آواز بدون ریتم مشخص اجرا می شود . گروه نوازی به صورتی هنرمندانه فضای موسیقی را به حرکت در می آورد و حالت مناسب را برای اجرای آواز در گوشه های مختلف آماده می کند. در این اثر موسیقی و حالت پر تحرک و شنیدنی آن به اندازه ای قوی و گیراست که خواننده به راحتی یک مثنوی 30 بیتی را می خواند بدون آنکه ذره ای احساس خستگی به شنونده دست دهد.
استاد محمد رضا لطفی در مورد تکامل موسیقی در آن دوره چنین می گوید:" براي اينكه ببينيم موسيقي ايراني، امروز چقدر نسبت با موسيقي بيست، سي يا پنجاه سال پيش تفاوت كرده است، كافي است كه يك تار «ميرزا حسينقلي» و در كنارش يك پيشدرآمد «درويش خان» را بشنويد و سپس 70 سال به جلو آمده و برسيم به آثاري چون «چاووش 6» اینجانب و «حصار» آقاي عليزاده و يا «بيداد» آقاي مشكاتيان. در اين روند ميبينيد كه از نظر تكامل يك اتفاق خيلي بينظير افتاده، نه به اين علت كه ما اين كارها را انجام دادهايم، بلكه شرايط تاريخي اينطور حكم ميكند و ما در واقع فقط يك مقدار هوشيارتر از بقيه بخشي از اين شرايط تاريخي بودهايم." نمونه های فراوانی از ابداعات و نوآواری ها در آثار 9 گانه چاووش دیده می شود. این اثار تا چند سال بعد از انقلاب ساخته و اجرا شد وتا امروز راهگشای بسیاری از موسیقی های بعد از خود بوده است.به طوریکه این تاثیرات در بسیاری از آثار موسیقی کشور در این سه دهه مشهود می باشد. ![]()
کانون چاووش در واقع نسلی از بهترین نوازندگان و خوانندگان را وارد عرصه موسیقی کرد که هر یک خود به چهره ای تاثیر گذار در این عرصه مبدل شده اند. افرادی چون مجید درخشانی, حمید متبسم , سعید فرج پوری , ارشد تهماسبی , محمد فیروزی , زید الله طلوعی , هادی منتظری و بسیاری دیگر.
امروز در فاصله ای 30 ساله از آن روز تحلیل و مو شکافی موسیقی آن دوره می تواند راه گشای بسیاری از جوانان مستعد در عرصه موسیقی باشد. هر چند فضای آن دوره شاید دیگر هیچ گاه تکرار نشود اما الگو برداری از این دوره تاریخی می تواند راه کار های بسیاری را در اختیار نسل جدید موسیقی ایران قرار دهد.
در پایان ذکر این نکته نیز خالی از اهمیت نیست اشعار مورد استفاده در آثار نه گانه چاووش بسیار قوی و مرتبط با جو اجتماعی و سیاسی آن دوره بودند.این اشعار در بالا بردن تاثیر موسیقی بی شک نقشی تعیین کننده داشته اند. پیوند بین اجتماع , شعر و موسیقی در این آثار مثال زدنی است. شاعرانی چون هوشنگ ابتهاج, سیاوش کسرایی , حمید حمزه , الف. سپهر و برزین آذر مهر(سراینده تصنیف رزم مشترک که البته این شخص در واقع خود استاد مشکاتیان هستند.) با اشعار و ترانه های خود توانستند بهترین حالت های کلامی ممکن را در این آثار ایجاد کنند و این نیز یکی دیگر از رموز موفقیت و برتری این آثار است.
فعالیت کانون چاووش تا سه سال بعد از انقلاب نیز ادامه داشت و فضای سالهای آغازین جنگ را نیز تحت تاثیر خود قرار داد. از بهترین آثارمربوط به جنگ تحمیلی می توان به تصنیف "عاشقان سر مست " و " کاروان شهید اشاره کرد. در مورد ساخت این دو اثر استاد لطفی می گوید:" ز ماني كه جنگ پيش آمد من هم مثل هر ايراني كه به وطنش ناجوانمردانه حمله كردند وظيفهام بود كه كمك كنم و كمك من به عنوان يك موزیسین ساخت قطعاتی در این زمینه بود. وي افزود:بعد از حادثه «هويزه» قطعه «برخيز كه دشمن به ديار آمده امروز اي شيردلان وقت شكار آمده امروز»را بر روي غزلي از آقاي «كاشاني» با صداي «شهرام ناظري» ساختم و وقتي از جبهه آمدم نوار آن را براي پخش به راديو دادم اما متاسفانه مسئولان آن زمان كاست را كنار انداختند و آن را پخش نكردند. اما با رفتن آقاي كاشاني به هويزه راديو اهواز بلافاصله آن را پخش كرد" .
بعد از مدتی عده ای از هنرمندان به دلایل مختلف از کانون خارج شدند.پیشگامان این حرکت استاد علیزاده, استاد مشکاتیان , ناصر فرهنگ فر و اعضای گروه عارف بودند. دو اثر چاووش 8 و 9 بدون حضور این هنرمندان اجرا و ضبط شد و گروه شیدا مجری اصلی انها بود. بعد از سفر و مهاجرت استاد لطفی از ایران گروه شیدا تا مدتی زیر نظر پشنگ کامکار کار خود را ادامه داد و اثاری نیز با صدای صدیق تعریف تولید کرد ولی فعالیت کانون چاووش با همه آن بالندگی ها به پایان رسید و خاطره ای خوش و به یاد ماندنی را در دل همه دوستداران و اهالی موسیقی به جا گذاشت.
نویسنده: سید علی موصطفوی کارشناس نوازندگی ساز ایرانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط سید علی مصطفوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
یوسفعلی میرشکاک یوسفعلی میر شکاک پایگاه اطلاع رسانی نوروز(جبهه مشارکت) سایت سید محمد خاتمی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
عضو شو بازي كن جايزه ببر لينك كن نو اندیش مهندس عیسی حیدری سایت خبری میزان |
|
RSS
|