تبليغاتX
حصار
ادبی.هنری.اجتماعی
سياست روز - ايمان مشعلچيان : ابراهيم يزدي سياستمدار كهنه‌كاري است. او معتقد است در تعاملا‌ت بين‌المللي چيزي جز منافع ملي را نبايد در نظر داشت. وقتي ازاو مي‌پرسيد آيا انتخابات را تحريم مي‌كنيد زيركانه پاسخي مي‌دهد كه مفهوم آن نه <نه> است نه <آري> و در عين حال مي‌تواند هم <نه> باشد و هم <آري.> گلا‌يه دائمي و ثابت اوبه خاطر به رسميت نشناختن حزب او- نهضت آزادي- اكنون براي او تبديل به يك ابزار سياسي و عامل جذب برخي نيروهاي منتقد به سمتش شده است . اين در حالي است كه فعاليت اين حزب توسط امام راحل (ره ) در همان اوايل انقلاب غير قانوني اعلام شد. با اين حال ابراهيم يزدي هنوز خود را به قانون اساسي ومنافع كشور ملتزم مي‌داند؛ ما با ابراهيم يزدي دبيركل نهضت آزادي گفت و گوي مفصلي كرده‌ايم. بخشي از گفت و گو با يزدي درباره مسائل سياسي امروز كشور است و بخش ديگر درباره خاطراتش از دوران پيش از انقلا‌ب و زماني كه او درزمره ياران بنيانگذار انقلا‌ب اسلا‌مي ايران- امام خميني (ره) بودو از صحنه سياست كنار نرفته بود.يزدي در اين مصاحبه مفصل خاتمي را بهترين گزينه براي انتخابات آتي رياست جمهوري مطرح مي كند و در عين حال مي گويد حمايت ما از هرحزبي به ضرر آن تمام خواهد شد. وي در بخش ديگري از مصاحبه با انتقاد عملكرد اصلا‌حات در گذشته مي گويد: اصلا‌ح طلبان دو قوه را داشتند اما كارنامه موفقي ندارند.در اين بخش قسمت اول مصاحبه سياست روز با يزدي را مي خوانيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 



مهندس عزت الله سحابي از سياسيون پرسابقه ايران است که همچنان درباره جريان هاي روز جامعه نظريات خاص خود را دارد. بعد از تبيين اصلاحات توسط آقاي خاتمي نظر مهندس سحابي را پيرامون اين اصلاحات جويا شديم که در پي مي خوانيد.
---
-آقاي خاتمي اصلاحات موردنظر خود را تبيين کردند. فکر مي کنيد اين اصلاحات بتواند پاسخ لازم را به نيازهاي مردم بدهد؟اول از همه من متن کامل اين سه جلسه را خواندم. با آنچه ايشان مطرح کرده است، موافقم به جز يکي دو مورد. اما کليت آنچه توسط آقاي خاتمي گفته شده را من هم قبول دارم و نکات خوبي است. اما حرف ما اين است اگر قرار باشد اين اصلاحات جنبش بشود و مردم را براي اثرگذاري به حرکت دربياورد، آقاي خاتمي نبايد تنها به تبيين اين مسائل که اتفاقاً مسائل هم به خوبي گفته شده است، اکتفا کند.

-از نظر شما چه بايد کرد؟

عرض مي کنم. اصلاحات مخاطباني در جامعه دارد. اين مخاطبان با واسطه هايي با اين مفاهيم ارتباط برقرار مي کنند. آقاي خاتمي اگر مي خواهد نيروي مردمي را به حرکت درآورد بايد با نيروهاي اجتماعي که وفادار به اصلاحات هستند، بدون تعارف ارتباط برقرار کند. يعني اگر مي خواهد اين اصلاحات به نتيجه برسد بايد از همه نيروها دعوت کند و اين تبيين را مبناي حرکت آنها قرار دهد. نه اينکه چون عده يي از قدرت دورترند، ايشان از همکاري با آنان يا همراهي با آنان پرهيز کند و آنهايي که به قدرت نزديک ترند، بيشتر مورد توجه باشند. آقاي خاتمي براي به جنبش درآوردن مردم بايد با همين نيروهاي سياسي کار کند و مواظب اين مساله باشند. من هم بسيار موافق هستم که در ايران جنبش اجتماعي راه بيفتد و رهبر آن هم آقاي خاتمي باشد و صددرصد اين را قبول دارم ولي بعيد مي دانم با اين راه هايي که ايشان درپيش گرفته اند به جنبش اجتماعي بتوان رسيد، حداکثر اين است که حزبي تشکيل شود و پيشگام اصلاح طلبي باشد و آقاي خاتمي در آن باشد ولي اينکه جامعه بپذيرد و به قول خود ايشان، تا زماني که اصلاحات از درون خواست و اراده مردم بروز نکند، آن اصلاحات پايدار نمي شود. نکته دوم اين است که من نمي خواهم تئوري بافي کنم. مردم ايران و خيلي جاهاي ديگر به دنبال گروه و فردي مي افتند به عنوان جنبش که حاضر مي شوند در آن راه فداکاري کنند که از آن فرد بايد نه تنها حرف هاي درست و عقلايي بشنوند بلکه مردانگي، فداکاري، ايثار و شجاعت هم ببينند. پايمردي و ايستادگي طي مدت طولاني و شجاعت در گفتن حرف ها براي مردم مهم است. مهندس بازرگان ادعاي شهادت نداشت ولي زبانش باز بود. زماني که نخست وزير بود نقدش را مي گفت ولي آقاي خاتمي تاکنون اين کار را انجام نداده است.

لازمه اصلاح طلبي اين است که با آنهايي که موانع اصلي اصلاح هستند، چالش کند و مردم هم آن را مشاهده کنند. من به خود آقاي خاتمي هم گفتم که ما مي دانيم در جلسات مختلفي که در طول دوره هشت ساله با نهادهاي قدرت داشته ايد، هميشه بحث و اختلاف و روي مواضع خود پافشاري داشتيد ولي از آنجا که بيرون مي آمديد آن را پنهان مي کرديد. جامعه متوجه تلاش ايشان نمي شد. من به آقاي خاتمي علاقه بسياري داشتم. زماني که ايشان در سال 76 انتخاب شدند من نامه يي 15صفحه يي به ايشان نوشتم که آقاي ميثمي بعدها آن را در چشم انداز چاپ کردند. خود ايشان به قدري به هيجان آمده بودند که نامه سربسته من را در ستاد و همکاران خود پخش کرده بود. من از مخالفان آقاي خاتمي نبودم ولي انتظار داشتم چهره يي را که نشان داده بود و به مردم حق مي داد را به خود مردم هم بگويد. ايشان پيش از اينکه به نهادهاي قدرت مديون باشد به مردمي که به او راي داده بودند، مديون است.
-پاسخ ايشان چه بود؟
گفتند که بحث هاي زيادي است و من حرف هاي زيادي دارم ولي در جلسه دو ساعته ما فرصت نشد. منظور اين است آقاي خاتمي که همه قبولش داريم که يک عنصر پيشرو، روشنفکر، فرهيخته و واقعاً بافرهنگ است ولي برعکس آنچه هست خودش را به مردم به عنوان يک چهره پايدار، فداکار، جدي و شجاع نشان نداده است و به نظر من اگر همين وضع تداوم پيدا کند مردم به راحتي به دنبال ايشان نمي آيند. يک ايراد ديگر هم به آقاي خاتمي دارم که نمي دانم مي توانيد آن را بنويسيد يا خير. در گفتارهايشان هم هست. ايشان عقيده دارد اين انقلاب اسلامي بهترين ، کامل ترين و بالاترين حرکتي بوده که در 50 سال اخير انجام شده است. درست است که قبلاً هم حرکاتي در مشروطيت و نهضت ملي انجام شده بود وليکن اين انقلاب چيز ديگري بود. در عين حال هم تاکيد مي کند اين اصلاحات داراي تبار تاريخي است. اما مشروطه و نهضت ملي مصدق در اصلاحات خواهي نقشي نداشته اند. آيا آنها در اين مملکت اهداف، اصول و آرمان هايي را پايه ريزي نکردند يا يک حرکت ماندگاري را راه نينداختند؟ آنها هم اين کار را انجام دادند.
-با همه اوصافي که شما بيان کرديد آيا اين اصلاحات مي تواند کارگشا باشد؟
بسيار مي تواند کارگشا باشد. ان شاءالله آقاي خاتمي در مقام رياست جمهوري بتواند بخشي از اين اهداف را اجرا کند ولي شرط اينکه مردم، جامعه و توده هاي خاموش در پشت ايشان باشند مقداري شجاعت و جسارت لازم است.
-شما در جريان تحرکات و جنبش هاي صد سال گذشته ايران از مشروطه به بعد بوده ايد يا خودتان نزديک به 50 سال در آن حضور داشته ايد و مابقي را به دليل ارتباطات خانوادگي خوانده ايد و شنيده ايد آيا تعريفي که آقاي خاتمي ارائه کرده است برآيند حرکت يکصد ساله مردم است يعني واقعاً آن خواسته ها، مبارزات و جانفشاني ها در اين مانيفست و تعريف و تبيين منعکس شده است؟
بله. من هم در ابتدا گفتم که در اين اصول حرف ندارم ولي براي اينکه به جنبش اجتماعي تبديل شود و پايدار بماند و درازمدت شود آقاي خاتمي بايد اين مراحل را رعايت کند.
-که با گروه هاي اجتماعي ارتباط برقرار کند؟بله، ايشان به سراغ آنها برود و منتظر نباشد نهضت آزادي بنده يا جبهه ملي به سراغ شان بروند. جبهه ملي آب پاکي را روي دست خود و مردم ريخته است که در هيچ کاري دخالت نمي کند ولي همين نهضتي ها، ما يا برخي از گروه ها اصلاحات را دنبال مي کنند. مهندس بازرگان به دنبال همه مي رفتند و در کاري که به آن اعتقاد داشتند تکبر وجود نداشت.-اکنون موضع آقاي خاتمي تکبر است يا تعارف با قدرت؟
خير، تعارف با قدرت است و مي خواهد اعتماد آنها را هم از دست ندهد، در حالي که اشتباه مي کند. اکنون رقبا تمرکز خصومت خود را روي اصلاح طلبان و شخص آقاي خاتمي قرار داده اند. ما درجه دوم هستيم. آقاي خاتمي بايد اين موقعيت را درک کند و ملاحظه کند که در آن سمت چه جايگاهي دارد. نمي تواند واسط شود و آنها را کمي پايين بياورد و اين طرف را بالا بياورد تا اين دو را به هم نزديک کند. بايد جايگاه خود را مشاهده کند. نمي گويم بايد پرچم بلند کند و خيلي عليه آنها صحبت کند. وقتي سر بزنگاه هايي مقاومت شديد کند، کافي است. در سال 80 که انتخابات دور دوم بود ايشان گفته بود ما دولتي بوديم که هر روز را با يک بحران گذرانديم. تمام بحران ها عمداً توسط جناح راست ايجاد مي شد. جناح راست در سال 76 شوکه شد و براي مدتي سرگردان بود تا بالاخره ياد گرفت که بحران درست کند و اجازه موفقيت به او ندهد. برخي ها هم گفتند که بدترين ايام بود زيرا خاتمي روي مردم را زياد کرده بود من آن زمان تعقيب مي کردم، اين نبود که فقط حزب مشارکت و گروه هاي وابسته به آقاي خاتمي بگويند، کساني که از ابتداي انقلاب در آن زمان روزنامه هاي اصلاح طلبان را مي خواندند و به نفع اصلاح طلبان جبهه گرفته بودند. حرکت در حال انجام بود ولي ايشان اين حرکت را حفظ نکرد.
-يکي از اهداف آقاي خاتمي در تبيين اصلاحات، مرزبندي خودش با کساني است که اين اصلاحات را قبول ندارند. شما مي فرماييد بسياري از اصول را به جز تاکيد بيش از اندازه بر يک فرد و ناديده گرفتن جنبش هاي گذشته پذيرفته ايد. اکنون خود شما با اصلاح طلبان مرزبندي مي بينيد. آيا اساساً در تعريفي که انجام شده، بين شما و آقاي خاتمي و اصلاحاتي که تعريف کرده است، مرزي وجود دارد؟
خير، هيچ مرزي نمي بينم.
-هيچ مرزي وجود ندارد؟من اين اصول را قبول دارم و آن را تاييد مي کنم. خود ما هم اين حرف ها را مي زنيم ولي يک نمونه کوچک ذکر مي کنم؛ آقاي خاتمي در سال 76 که رئيس جمهور شدند مساله جامعه مدني و ايران براي ايرانيان را مطرح کرد، البته چون در مقام رياست جمهوري بود، حرف ايشان بازتاب بيشتري داشت ولي واقعاً از سال 71-70 تا سال 76 چند نشريه بود؟ کيهان، ايران فردا، سلام، عصرما، چند نشريه حاشيه يي ديگر مثل آدينه و... بودند.فرهنگ مردمسالاري را اينها در جامعه پخش کردند. باور کنيد زماني که ايران فردا درمي آمد، من در بولتن هاي خود سازمان تبليغات اسلامي ديده بودم که مي گفتند در دانشگاه ها دانشجويان ايران فردا را مي خوانند و روي آن بحث مي کنند. فرهنگ مردمسالاري، جامعه مدني، ايران براي ايرانيان، يا اصالت داشتن ايران بر ساير مسائل را ما مطرح کرديم و اين زمينه را ساخته بوديم و حداقل اين زمينه در ذهن روشنفکران جامعه وجود داشت که زماني که آقاي خاتمي ندا داد، آنها گرفتند. در اين دنيا هيچ حرکتي انجام نمي شود مگر اينکه زمينه ها و بستر آن از قبل فراهم شده باشد.-آيا اکنون زمينه براي حرف هاي ايشان فراهم است؟در مردم وجود دارد ولي مردم اکنون نسبت به دولت داغ تر هستند. مردم عادي را مي گويم. به روشنفکراني که محاسبات و دلايلي دارند، کاري ندارم ولي مردم عادي نسبت به اين سيستم داغ تر هستند. بنده جزء کساني هستم که قصد دارم مردم را تعديل کنم.-آقاي حجاريان عقيده دارد تفاوت اصلاحات در سال 76 با اکنون اين است که اولاً ما به يکسري تعريف هاي حداقلي رسيده ايم، دوماً اينکه کادر داريم، سوم اينکه دولت احمدي نژاد وجود دارد.
البته بنده بارها گفتم که دولت اصلاحات پيروز نشد ولي اصلاحات شکست نخورده است. مردم طالب بعضي از اجزاي اين اهداف هستند و طالب دارد. مردم به آن چيزها به عنوان يک اميد از دست رفته نگاه مي کنند، بنابراين نمي توان گفت اصلاحات شکست خورده و مردم از آن اصلاحات پشيمان هستند. اصلاحات شکست نخورده است ولي آن دولت که بر سر کار بود نتوانست به همه اهدافش برسد. در مورد سخنان آقاي حجاريان، اين کادرها از سال 76 تا 80 يا 84 بيشتر بودند يا اکنون بيشتر هستند؟ خيلي از آنها سرخورده شدند. مردم هم به همين ترتيب تقسيم شدند. کادر آقاي حجاريان اکنون نسبت به آن زمان کمتر است.
-ولي قبول داريد که ورزيده تر است؟بله، تجربه دارتر است. بسياري از روزنامه هاي اصلاح طلب آن زمان يا نويسندگان آن زمان بسيار تند مي رفتند و گمان مي کردند جناح راست شکست ابدي خورده است و قصد تاختن داشتند که آقاي خاتمي بارها از اين تندروي ها اظهار دلشکستگي مي کرد. من فکر مي کنم از آن تندروي ها مقداري تجربه پيدا کرده است و الان خيلي کم شده است.-بهتر شده اند؟
بله، بهتر شده اند. حداقل به اين رسيده اند که «رقيب را نتوان حقير و بيچاره شمرد» اين رقيب زور دارد.

-
شش ماه آينده براي کشور ما تعيين کننده است. در مورد انتخابات و... بحث هايي صورت مي گيرد. حضرتعالي به برنامه يا به مدلي فکر کرده ايد که بتواند اصلاحات را هم جامعيت دهد و همه را زير چتر خود بگيرد و هم مردم را به تحرک وادارد يعني برنامه عملي داريد؟اگر اين ملاحظاتي که روي حرف هاي آقاي خاتمي به شما عرض کردم، رعايت شود، اميدوار هستم جنبشي شدن اصلاحات تحقق پيدا کند، اما اينکه فکر کنيد در انتخابات آينده خاتمي برنده مي شود من روي اين مساله حرف دارم يعني فکر مي کنم با مقدماتي که آقاي احمدي نژاد چيده است، جاي حرف باقي است. اکنون هشت ميليون نيروي سازماندهي شده وجود دارد که اگر يک سوم آنها ازدواج کرده باشند، 12 ميليون راي درست و دسته بندي شده به دنبال آقاي احمدي نژاد است. بعد ايشان به طبقات و دو دهک پايين جامعه از چپ و راست کمک مي رساند و از جيب بودجه دولت اين کار را انجام مي دهد، به علاوه طرح تحول اقتصادي که يارانه ها را مستقيم مي کند و پول نقد را به در خانه دو دهک پايين مي رساند بسيار فريبنده است. بنابراين بسيار مشکل است که کسي از پس آقاي احمدي نژاد برآيد. -آقاي خاتمي تنها کسي است که امکان اين را دارد که از پس آن برآيد؟
بله، ايشان تنها کسي است که اميد آن هست. ولي اگر آقاي خاتمي بيايد حداقل در چهار سال بسيار ايام بدي خواهد داشت زيرا با کارهايي که آقاي احمدي نژاد راجع به امور اقتصادي، خزانه مملکت، انحلال سازمان برنامه و... انجام داده يک شبکه رسوخ کرده يي به وجود آورده است. استانداران، معاونت هاي وزرا، حتي وزرايي که تشکيل داده است، ضمناً وجود دارند يعني اگر دولت هم تغيير کند اينها در جامعه حضور دارند و مقاومت خواهند کرد. نکته ديگر اينکه با کارهاي اقتصادي که ايشان کرده در عرض اين سه سال با بيش از 40 ميليارد دلار جامعه را عادت داده است به ارتزاق از اين دلارها و رئيس قوه مجريه بعدي که بيايد بايد پاسخگوي اين موارد باشد در حالي که همه اينها کارهاي غلطي است و نبايد آن را اجرا کند اما مردم عليه آن مي شورند.
-يعني با توجه به اين مشکلات بايد آن را رها کنيم؟
خير، آقاي خاتمي بايد اين موارد را در نظر داشته باشد.
-دغدغه هاي آقاي خاتمي دقيقاً همين است؟
آقاي خاتمي وارث تمام خرابکاري هاي اين دوره مي شود. مضاف براينکه در اين مدت ايشان درآمد نفت 200 ميليارد دلاري داشته است و اکنون اين درآمد به حد پاييني رسيده و دنيا هم دچار بحران شده است، يعني بحران مالي جهاني به طرف کمتر شدن مصرف نفت مي رود و هر چه کمتر شود قيمت پايين تر مي رود. من انتظار پايين رفتن هاي بسيار بيشتري دارم و کشور که به نفت 140-130 دلاري در هر بشکه عادت کرده است به سادگي به نفت 6-5 دلاري بر نمي گردد. در دوره آقاي ميرحسين موسوي در سال 67 يا 66 به شش دلار در هر بشکه رسيد. به آنجا هم مي رسد که هزينه توليد نفت براي ما 10 دلار مي شود. بنابراين ما هر چه صادر کنيم، ضرر مي کنيم. مضاف بر اينکه منابع نفت ايران اکنون به شدت آسيب خورده است. وارث تمام اين مسائل شخصي مي شود که رئيس جمهور شود.
-دولت بعدي، چه آقاي خاتمي و چه هر کس ديگري باشد وارث تمام اينهاست. اگر جلوي اين مسائل گرفته نشود چه اتفاقي مي افتد؟
نمي توان تسليم اين موارد شد ولي حرکت آقاي خاتمي بايد يک حرکت پشتوانه دار، مردمي و قوي شود. مردمي بودن فقط روشنفکران و سياسي هاي مبارز و کساني که اسم و رسم دارند نيستند، بلکه منظور توده هاي مردم هستند.
-اکنون توده هاي مردم با آقاي خاتمي هستند؟اطلاع دقيقي ندارم.-با آقاي خاتمي به حرکت در مي آيند؟بايد روي آنها کار شود. بعيد مي دانم به همين سادگي به حرکت درآيند. خيلي ها مي گويند هشت سال حکومت او را ديديم چه کاري انجام داد؟ فرق مردم عادي با روشنفکران اهل تحليل اين است که عقل آنها به چشم آنهاست. همين که در زندگي آنها بهبود پيدا شود و آرامش داشته باشند و تشنج نداشته باشند، خوب است. دولت آقاي احمدي نژاد براي مردم مرتباً تشنج اعصاب ايجاد مي کند. حرف هايي که مي زند، کارهايي که انجام مي دهد، درگيري او با امريکا و لجاجت هاي او سبب شده همه عليه ما بسيج شوند. حرف هايي که راجع به اسرائيل مي زند تشنج عصبي ايجاد مي کند. مردم هم دولتي نياز دارند که راحت باشند و در رابطه با سياست خارجي حرف هاي تند نزند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 

The image “http://www.surfmath.info/browse.php/Oi8vdGlue/XBpYy5pbm/ZvL2ZpbGV/zL3lweXNw/cXp0eHB6c/XN4ajNyaj/U3LmpwZw_/3D_3D/b61/” cannot be displayed, because it contains errors.

چه کسی فکر می کرد برخورد دانشجویان با خاتمی بعد از چهار سال، کاملا برعکس شود! دانشگاه تهران سال‌ها بود كه چنین فضایی نداشت؛ در سالن اجتماعات دانشكده فنی دانشگاه تهران جای سوزن انداختن نبود، دو درب قابل دسترسی دانشجویان بر اثر فشار شکسته شد، استقبال دانشجویان واقعا حیرت انگیز بود آنچنان که از ساعت 10 سالن پر بود در حالی که مراسم راس 2 بعد از ظهر شروع می شد، خاتمی واقعا با تجربه و قوی بود که دیروز بر اثر فشار بی حد و حصر هزاران دانشجو جواب آری برای شرکت در انتخابات نداد. ولی خاتمی دیروز خاتمی همیشه نبود، به جملات زیر دقت کنید:

The image “http://www.surfmath.info/browse.php/Oi8vdGl/ueXBpYy/5pbmZvL/2ZpbGVz/L2h4Nzl/1djc5aH/FrbTVnM/W5jMjZq/LmpwZw_/3D_3D/b61/” cannot be displayed, because it contains errors.

"18تير جنايت بزرگي بود."

"امروز ان‌شاءالله همه جا گل و بلبل شده اس"

" شما ديديد كه در جريان انتخابات گذشته در امر تاييد صلاحيت‌ها چه شد و چه نيروهاي برجسته‌ انقلابي سابقه‌داري فقط به خاطر اینکه مورد پسند و توجه یک گرایش نبودند از صحنه حذف شدند"

"متاسفانه امروز زندان رفتن در این نظام باعث خفت نیست "

"اگر بعضي از كارشكني‌ها نبود قطعا ما دستاوردهاي بيشتري داشتيم در عین حال هم بنده اعتراف می کنم  که نقص و ضعف از ما بود و هم موانع و كارشكني‌ها هم بود و در مقابل آن عمل مي‌شد"

"همین ایرانی که یک روز به او گفتند از ملتش معذرت می خواهیم(بدلیل تبعات مصاحبه با سی ان ان) را به عنوان محور شرارت معرفی کردند"

"من که متهم بودم بر فعالیتهای سیاسی تکیه می کنم، اما تحولات اقتصادي قابل تقديري نيز در دولت اصلاحات شكل گرفت كه هنوز هم نان آن را مي‌خوریم"

"در هشت سال با نفت بشكه‌اي ‌٩ دلاری با خشکسالی وحشتناکی که داشتیم، تورم به ‌11/5 درصد رسيد. صحبت تك‌نرخي كردن ارز بود که کاری بسیار ارزشمند و مورد تائید رهبری نیز بودند كه گفته شد تورم در صورت تك‌نرخي شدن ارز ‌4 تا ‌8  درصد افزايش پيدا مي‌كند، ما گفتیم  اين كار را انجام داديم حتی اگر فحش مردم را بشنوم و كشور را با تورم ‌15/3 درصدي تحويل این دولت داديم و اما امروز با نفت ‌٩٠ دلاري سوال كنيد وضعيت تورم در جامعه چقدر است؟"

"متاسفانه در جمهوري اسلامي برخي به صراحت گفتند كه امام هم"جمهوري اسلامي" را قبول نداشت!؛با اين تفكرات مي‌خواهند بگويند نماينده اسلام هستند؟"

The image “http://www.surfmath.info/browse.php/Oi8vdGlueXBpY/y5pbmZvL2ZpbG/VzLzJqbzNwbnI/1bWZlMDh3eG5x/Mnp4LmpwZw_3D/_3D/b61/” cannot be displayed, because it contains errors.

لحن قاطعانه و ادبیات صریح خاتمی خیلی ها رو به کاندیداتوریش امیدوار کرد!

شعارهای دانشجویان از نکات جالب توجه دیگر بود:

The image “http://www.surfmath.info/browse.php/Oi8vdGlu/eXBpYy5p/bmZvL2Zp/bGVzL2dx/YnlpeWgz/emNpbnJ0/Mmhld3h0/LmpwZw_3/D_3D/b61/” cannot be displayed, because it contains errors.

"خاتمي قهرمان، براي حفظ ايران، اميد ملت بمان"، "ممد خاتمي تو پينه دوزي، مملكت پاره شد بايد بدوزي"، "ممد خاتمي برگرد به پستت، محمود احمدي برگرد به پستت"، "دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد، خاتمي خاتمي اعتماد اعتماد"، "خاتمي پاينده‌، رئيس‌جمهور آينده"، "خاتمي خاتمي به عهد خود وفا كن، احمدي احمدي مملكتو رها كن"، "آزادي انديشه، بي خاتمي نمي‌شه" و "نصر من الله و فتح قريب، مرگ بر اين دولت مردم فريب"

The image “http://www.surfmath.info/browse.php/Oi8vdGlueXBpYy/5pbmZvL2ZpbGVz/L2owem43M2s3cm/9nZ3A1ZGltdnBl/LmpwZw_3D_3D/b61/” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://www.surfmath.info/browse.php/Oi8vdGlueXB/pYy5pbmZvL2/ZpbGVzL3o3O/XlhbzFmb3N1/ZzF6cW9jeWl/iLmpwZw_3D_/3D/b61/” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://www.surfmath.info/browse.php/Oi8vdGlue/XBpYy5pbm/ZvL2ZpbGV/zL3VqZDNh/dmVtcDIye/XcwN2ZvNm/9xLmpwZw_/3D_3D/b61/” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://www.surfmath.info/browse.php/Oi8vdGlueXBpY/y5pbmZvL2ZpbG/VzL2JldXRjbTl/4YnRlcTM5dmRi/cXl5LmpwZw_3D/_3D/b61/” cannot be displayed, because it contains errors.

Posted by سید احمد افجه ای @ |
Copyright by Myself, Powered by Blogfa, Designed by Bighe
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 

خداوند، بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملک‌ها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی‌طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب‌الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده‌ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم‌الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (علیه السلام) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (علیه السلام) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(علیه السلام) آموخته‌ام.

به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

خداوندا! هر کس که علی(علیه‌السلام) دوست می‌دارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(علیه السلام) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز. (ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی(علیه السلام) کینه نمی‌ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(علیه السلام) در دل نمی‌گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(علیه السلام) ایمان نخواهند آورد و به خدا سوگند سوره «وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ...» در شأن علی(علیه السلام) نازل شده است.

ای مردم! علی(علیه السلام)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسانی که از فرمان علی(علیه السلام) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد. ای مردم! علی(علیه السلام) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می‌دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛ هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 


احمد شاملو، در ۲۱ آذر ماه سال ۱۳۰۴ هجري شمسي در تهران متولد شد. دوره کودکي را به خاطر شغل پدرش که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جايي ماموريت مي رفت، در شهرهايي چون رشت، سميرم، اصفهان، آباده و شيراز گذراند.
آموزشهاي دبستاني را در شهرهاي خاش و زاهدان و مشهد، و بخشي از دوره دبيرستان را در بيرجند، مشهد و تهران گذراند. در سال ۱۳۳۱ به همراه پدرش، که براي سروسامان دادن تشکيلات از هم پاشيده ژاندارمري به گرگان و ترکمن صحرا انتقال يافته بود، به آنجا مي رود و همزمان با تحصيل در فعاليتهاي سياسي مناطق شمال شرکت مي کند.
وي به خاطر طرفداري از آلمانها و ضديت با متفقين، در تهران دستگير مي شود و به زندان شوروي ها در رشت منتقل ميشود. پس از آزادي از زندان به همراه خانواده به رضائيه مي رود و کلاس چهارم دبيرستان را در آنجا سپري مي کند و پس از بازگشت به تهران، براي هميشه تحصيلات مدرسي را رها مي کند.
ازدواج نخست اول در سال ۱۳۲۶ صورت گرفت که ثمره آن چهار فرزند به نامهاي سياوش، سيروس، سامان و ساقي است. در همين سال مجموعه اشعار «آهنگ هاي فراموش شده» از وي منتشر مي شود. در سال ۱۳۳۰ شعر بلند ۲۲ و مجموعه اشعار «قطعنامه» و در سال ۱۳۳۲ «آهن و احساس» را منتشر مي کند.
در سال ۱۳۳۳ به جرم سياسي مدت چهارده ماه در زندان موقت شهربانب و زندان قصر محبوس مي گردد.
ازدواچ دوباره او در سال ۱۳۳۶ چهار سال بيشتر دوام نمي آورد و کار به جدايي مي کشد، تا اينکه در سال ۱۳۴۱ با آيدا آشنا مي شود و اين آشنايي در سال ۱۳۴۳ به ازدواج با او مي انجامد.
بين سالهاي ۱۳۳۶ تا ۱۳۷۶ دفترهاي متعددي از اشعار شاملو منتشر ميشود: «هواي تازه /۱۳۳۶»، «باغ آينه/ ۱۳۳۹»، «آيدا در آينه» و «لحظه ها و هميشه/ ۱۳۴۳»، «آيدا: درخت و خنجر و خاطره/ ۱۳۴۴»، «ققنوس در باران/ ۱۳۴۵»، «مرثيه هاي خاک/ ۱۳۴۸»، «شکفتن در مه/ ۱۳۴۹»، «ابراهيم در آتش/ ۱۳۵۲»، «از هوا و آينه ها/ ۱۳۵۳»، «دشنه در ديس/ ۱۳۵۶»، «ترانه هاي کوچک غربت/ ۱۳۵۹»، «مدايح بي حوصله/ ۱۳۷۱» و «در آستانه/ ۱۳۷۶».
شاملو علاوه بر شاعري، در ترجمه نيز تواناست. ترجمه هاي بسياري- از شعر و داستان و رمان- از وي به يادگار مانده است. مجموعه مفصل کتاب کوچه، که چند دهه از عمر شاعر صرف گردآوري و تدوين آن شده و تاکنون هفت مجلد آن به چاپ رسيده، از آثار باارزش اين شاعر ارجمند است. از جمله فعاليتهاي ديگر شاملو سرپرستي و اداره کردن مجلات متعددي است که از آن جمله است: کتاب هفته، خوشه، کتاب جمعه و ....
احمد شاملو سرانجام در دوم مردادماه سال ۱۳۷۹ چشم از جهان فروبست و طي مراسم باشکوهي در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
شاملو در نخستين دفتر شعرش «آهنگ هاي فراموش شده» تحت تاثير شاعران نوپرداز و تغزل سراي معاصر است. شکل اشعار اين مجموعه چهارپاره است و محتواي آن، بيان احساسات سطحي و کم عمق و معمولي. وي پس از اين مجموعه از طرفي به نيما و شعر او توجه مي کند و از طف ديگر به نوعي تفکر خاص اجتماعي و سياسي گرايش مي يابد و از لحاظ شعري به سوي استقلال مي رود. «آهن و احساس» نمودار گرايش وي به نيما و «قطعنامه» و «۲۳» نشان دهنده استقلال شاعري اوست. در مجموعه «هواي تازه» شاعر نشان مي دهد که شعر واقعي از نظر او نه در گرو قالب خاص و معيني است نه متکي به وزن يابي وزني. از همين روست که در هواي تازه بيش از هر چيزي تونع شکل به چشم مي خورد و شاعر شعر خود را در هر قالبي ارائه مي دهد. هم در قالب مثنوي و چهارپاره و هم در قالب هاي آزاد نيمايي و غيرنيمايي. موفق ترين نمونه هاي شعر شاملو، که کارهاي او را در معيار شعرهاي پيشرو عصر ما داراي ارزش و اعتبار کرده است، غالبا آنهايي است که در قالب منثور سروده شده است. کارهاي بعد از ۱۳۴۰ شاملو.
شاملو در اين حرکت از آغاز تجربه شعر منثور تا امروز همچنان در حرکت به سوي کمال بوده است و کگارهاي اخيرش نشان مي دهد که روز به روز بر اسرار کلمه، در زندگي شاملو، دست کم سي سال تجربه شعري را به دنبال دارد. پشتکار شاملو و استعداد برجسته وي سبب شد که او تنها شاعري باشد که شعر منثور را در حدي بسرايد که به هنگام خواندن بعضي از شعرهاي او انسان هيچ گونه کمبودي احساس نکند و با اطمينان خاطر آن را در برابر موفق ترين نمونه هاي شعر موزون در ادبيات معاصر ايران قرار دهد.
زبان شعر شاملو هم چون درختي است که ريشه آن در زبان نظم و نثر فارسي دري تا حدود قرن هشتم استوار است، و شاخ و برگ آن در فضاي زبان امروز افشان گرديده است. به همين جهت اين زبان، شکوه و استواري زبان ديروز و طراوت و تازگي زبان امروز را در خود جمع دارد. بي گمان راز زيبايي و موفقيعت شعرهاي سپيد شاملو تا حدي زيادي مرهون همين زبان است که نه تنها خلاف عادت نمايي آن، چهره اي شاعرانه به آن مي بخشد، بلکه تشديد صفت آهنگيني آن هم، جاي وزن عروضي و نيمايي را در شعرها پر مي کند.




مرثيه:
به جستجوي تو
بر درگاه کوه مي گريم،
در آستانه دريا و علف.

به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم،
در چار راه فصول،
در چارچوب شکسته پنجره اي
که آسمان ابرآلوده را

قابي کهنه مي گيرد.
.....
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جريان باد را پذيرفتن،
و عشق را
که خواهر مرگ است
و جاودانگي
رازش را
با تو در ميان نهاد
پس به هيات گنجي در آمدي
بايسته و آزانگيز
گنجي از آن دست
که تملک خاک را و دياران را
از اين سان
دلپذير کرده است!

نامت سپيده دمي که بر پيشاني آسمان مي گذرد
- متبرک باد نام تو!-
و ما همچنان
دوره مي کنيم
شب را و روز را
هنوز را ....

---------------------------------------------------------
* برگفته از کتاب زندگينامه شاعران بزرگ ايران (سيدعلي رضوي بهابادي)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 

"آقای رئیس , آقایان قضات , بشریت مدتی است به فکر افتاده به جای توسل به زور و فشار اختلافات خود را از طریق حق و عدالت حل و فصل کند ...رشد عقلی و فکری بشر حکم می کند که اختلافات خود را منحصرا به وسایل مسالمت آمیز تصفیه نماید... در جایی که دول بزرگی چون کشور های متحده آمریکا و فرانسه , احتیاط را به پایه ای برسانند که تعیین حدود صلاحیت ملی را موکول به تشخیص خود کرده باشند , بر ملت ایران چه بحثی خواهد بود اگر صلاحیت دیوان را در حدود منشور ملل متفق و اعلامیه ی خود محدود نموده , اجازه ندهد به هیچ عنوان به آن حدود تخطی شود .


نباید از آقایان این حقیقت را پنهان کنم که در نزد ما ایرانیان , تشویش جلوگیری از هرگونه عملی که در حکم مداخله در صلاحیت ملی باشد شدید تر از سایر ملل است و علت هم این است که ما ملل شرق سالیان دراز مزه ی تلخ موسسات اختصاصی و استثنایی را که صرفا به منظور تامین بیگانگان بوجود آمده بود چشیده و به چشم خود دیده ایم که کشور ما میدان رقابت سیاست های استعماری بوده و ضمنا پی برده ایم که متاسفانه علی رغم آن همه امید و آرزو , جامعه ملل و سازمان ملل متحد نتوانسته اند به این وضع اسفناک که شرکت سابق نفت ایران و انگلیس در پنجاه سال اخیر مظهر برجسته آن بود خاتمه دهند . ملت ایران که از این وضع به ستوه آمده بود در یک جنبش مردانه , با ملی ساختن صنایع نفت و قبول اصل پرداخت غرامت یکباره به سلطه بیگانگان خاتمه داد .

...امروز می خواهند آن عمل را به قضاوت و بررسی شما واگذار کنند , به چه حق ؟ اصل ملی کردن از حقوق مسلم هر ملتی است که تا کنون بسیاری از ملل شرق و غرب از آن استفاده نموده اند.

...برای من درک این نکته دشوار است که چرا موضوع ادعای اشخاص راجع به خسارات ناشی از ملی شدن صنایع در مورد کشور ایران این همه محل گفتگو قرار گرفته و حال آنکه در بسیاری از کشورهای دیگر از جمله انگلستان که صنایع خود را ملی ساخته اند , چنین اشکالی پیش نیامده است . ما اینطور منصفانه عمل کرده ایم , مع ذلک با کمال تاسف ملاحظه می کنیم که تراست های بین المللی مارا مورد حمله و بایکوت قرار داده و از این راه خسارات بزرگی به کشور ما وارد می اورند . . . ‌تصمیم ملی شدن صنعت نفت , نتیجه ی اراده ی سیاسی یک ملت مستقل و آزاد است..."

نطق تاریخی دکتر محمد مصدق در دادگاه لاهه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
 

قانون گريزي در کشور نهادينه شده است
يزدي با  بيان اينکه قوانين مدني که قبل از انقلاب حدود سال‌‏هاي 1310 تصويب شده است در يک  قالب بسيار متقن، قانوني شده است، اظهار داشت: از يک حقوقدانان برجسته ايران نقل  شده است که قانون مدني ايران قانون بسيار مترقي است چون به زبان قانون نوشته شده  است در حالي که در مجالس بعد از انقلاب روح قانونگذاري غايب است و قوانين وضع شده  بسيار مبهم و کش دار است مانند مقوله نظارت.

 وزير خارجه دولت بازرگان معتقد  است،مشکل"تقنين" يکي از معضلات اصلي در مجالس بعد از انقلاب است.

ابراهيم يزدي در گفت‌‏وگو با خبرنگار"ايلنا"، با اشاره به  روند قانون گذاري در مجالس بعد از انقلاب با مقايسه تطبيقي اين مجالس با مجالس  مشروطه،‌‏گفت: ميانگين نمايندگان مجلس اول جمهوري اسلامي ايران از ميانگين  نمايندگان مجلس مشروطه عقب‌‏تر است.

وي افزود: در حالي که اين نمايندگان (نمايندگان مجلس بعد از  انقلاب) بعدها به مقامات بالايي هم ارتقا پيدا کرده‌‏اند ولي برخي از آنها در  بديهي‌‏ترين امور قانون نويسي عاجز بودند.

دبير کل نهضت آزادي ايران با ذکر مثالي از روند تصويب بودجه  در مجلس اول شوراي اسلامي گفت: هنگامي که بودجه را به مجلس ارايه داده بودند يکي از  نمايندگان از من پرسيد "تراز" يعني چه؟ نماينده‌‏اي که حتي معناي تراز را  نمي‌‏داند، به مجلس راه پيدا کرده بود و اين فرد مي‌‏خواهد به بودجه راي بدهد يا  زماني که 100 ميليون تومان تنخواه گردان به وزارت کشاورزي براي بهبود وضعيت کشاورزي  توسط نمايندگان مجلس به اين وزارتخانه اختصاص يافت، نماينده‌‏اي نيم ساعت سخنراني  کرد و در نهايت گفت، چرا 100 ميليون به وزارت کشاورزي مي‌‏دهيد؟ 500 ميليون بدهيد،  اين معنايش چيست؟‌‏اين آقا حتي نمي‌‏دانست که تنخواه گردان، بودجه نيست و خارج از  ضوابط پولي در اختيار نهادها قرار مي‌‏گيرد.

وي تصريح کرد: متاسفانه ميانگين دانش سياسي و اقتصادي  نمايندگان دور اول عقب‌‏تر از نمايندگان دور اول مشروطه بود و حتي وقتي به نوع  قوانين هم مي‌‏نگريم اين واپسگرايي را در مي‌‏يابيم.

يزدي با بيان اينکه قوانين مدني که قبل از انقلاب حدود  سال‌‏هاي 1310 تصويب شده است در يک قالب بسيار متقن، قانوني شده است، اظهار داشت: از يک حقوقدانان برجسته ايران نقل شده است که قانون مدني ايران قانون بسيار مترقي  است چون به زبان قانون نوشته شده است در حالي که در مجالس بعد از انقلاب روح  قانونگذاري غايب است و قوانين وضع شده بسيار مبهم و کش دار است مانند مقوله نظارت.

وي افزود: آيا قانونگذار نمي‌‏توانست با صراحت به نظارت  استصوابي و استطلاعي اشاره کند؟ در قانون که فلسفه قانون آورده نمي‌‏شود! قانون  بايد سريع ،‌‏شفاف و مشخص باشد به گونه‌‏اي که قانون توسط خودش بيان شود.

وي  خاطرنشان کرد: در دور اول مجلس، قوه قضاييه تحت عنوان اسلامي کردن قوانين، قانون  مجازات اسلامي را تصويب کرد و به مجلس ارايه داد ولي اين قانون به زبان قانون نوشته  نشده بود زيرا همه آن را از رساله‌‏ها اقتباس کرده بودند و عينا آن را به عنوان  قانون نوشته بودند.

وي تصريح کرد: هنوز مفهوم تقنين در نظام جمهوري اسلامي  ايران به درستي جا نيفتاده است و اين بزرگترين مشکل است.

دبير کل نهضت آزادي ايران بار ديگر با مقايسه نمايندگان  مجلس اول بعد از انقلاب با مجلس مشروطه گفت: در مجلس دوران مشروطه روحاني به مانند  آيت الله فيروزآبادي در دو سالي که نماينده بود از مجلس پول نمي‌‏گرفت و کارپردازي  مجلس در نهايت به او مي‌‏گويد که اگر حقوق خود را نگيري اين پول به خزانه  برمي‌‏گردد که در نهايت ايشان آن پول‌‏ها را مي‌‏گيرد ولي با آن بيمارستان  فيروزآبادي را مي‌‏سازد. کداميک از نمايندگان مجالس ما اين کار را کرده‌‏اند؟ البته  بعضي از نمايندگان به مانند مرحوم بازرگان که بازنشسته دانشگاه بود و حقوق  بازنشستگي مي‌‏گرفت، مي‌‏گفت اگر من حقوق مجلس را بگيريم از نظر اخلاقي کاري درست  نيست.

وي در ادامه افزود: البته در مجالس مشروطه سلطنتي تدريجا  کيفيت نمايندگاني که وارد مجلس شده بودند به دليل دخالت حکومت پايين آمد که دليل آن  نبود آزاد انديشي در آن زمان بود.

يزدي با بيان اينکه مجالس ما در مفهوم تقنين مشکل دارند،به  گفته‌‏اي از شيخ فضل الله نوري در خصوص قانونگذاري اشاره کرد و اظهار داشت: افرادي  مانند شيخ فض الله نوري معتقدبودند که در حکومت اسلامي نبايد قوه قانونگذاري وجود  داشته باشد چون اسلام براي همه چيز قانون دارد به همين دليل عده‌‏اي با نفس تقنين  مشکل داشتند.

وي تاکيد کرد: به نظر من قوانين ما به زبان قانون نوشته نمي‌‏شود و  به همين دليل است با مشکلات عديده‌‏اي روبرو مي‌‏شويم، متاسفانه قانونگذاران ما در  معنا و مفهوم تقنين و همين طور انطباق قوانين با شرع و وضعيت روز مشکل  دارند.

وزير خارجه دولت بازرگان، قانون گريزي را يکي از مشکلات  عديده در کشور دانست و گفت: متاسفانه اکثر جامعه نسبت به قانون بي‌‏تفاوت هستند و  هر کس خود را قانون مي‌‏پندارند. آيا انحلال شوراي پول و اعتبار، سازمان برنامه و  بودجه و برداشت از صندوق ذخيره ارزي طبق قانون صورت پذيرفت؟

يزدي در پايان تاکيد کرد: متاسفانه در کشور نگاه به قانون  ابزاري است و قانون گريزي در کشور نهادينه شده  است

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 

کویر



 بر کرانه کویر ، به تعبیر حدود العام ، « شهرکی » است که شاید با همه روستاهای ایران فرق دارد. چشمه آبی سرد که ، در تموز سوزان کویر ، گویی از دل یخچالی بزرگ بیرون می آید ، از دامنه کوههای شمالی ایران به سینه کوه سرازیر می شود و از دل ارگ مزینان سر بر می دارد ، از دل این دیواره های عبوس و مرموزی که قرن های گمشده ای را که اسلام به اساطیر کشاند در آغوش خویش نگاه داشته اند و ، خود ، علیرغم تاریخ ، همچنان استوار ایستاده اند. درست گویی عشق آباد کوچکی است ، و چنان که می گویند ، هم بر انگاره ی عشق آبادش ساخته ند ، صد سال پیش که مزینان کهنه را سیل از بنیاد بر می کند و می برد و ، ناچار ، همه چیز از نو ساخته می شود . حدود العام از « مرد » و « انگور » مزینان نام می برد و از هزار و صد سال پیش ، هنوز بر همان مهر و نشان است که بود . مردانش نیرومند و مغرور که سبزواری ها را دهاتی می دانند و مشهدی ها را گدایان گوش بر ، و مردان تهرانی را زنانی ریش دار ! و در شگفتند که چرا غالبا این تنها برگه ی معتبر را هم از میان می برند !؟ و باغ های انگورش که هنوز – علی رغم مادیتی که بر روستا ها تاخته و باغ ها را همه غارت کرده است – بر جا و آبادند و خوشه های عسکر و لعل و شست عروسش همچون چراغ می درخشند . و تاریخ بیهق از شاعران و دانشمندان و مردان فقه و حکمت و شعر و ادب و عرفان و تقوایش یاد می کند ، در آن روزگاری که باب علم بر روی فقیر و غنی ، روستایی و شهری باز بود و.......

( هبوط در کویر ، ص ۲۶۱ و ۲۶۲ )

ای آزادی


 ا ی آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو یعنی هیچ! ... ای آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم. ای آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام ! و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید. من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...


نیایش



 پروردگارم ،مهربان من از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

 
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

 در هراس دم می زنم در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم دردم ، درد بی کسی بود

                                                                                            « دکتر علی شریعتی»
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 10:44 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی |