تبليغاتX
حصار
ادبی.هنری.اجتماعی
اشاره:
ما- بشر امروز- قارعه زده­ايم. بدانيم يا ندانيم، بخواهيم يا نخواهيم. امكان گريز ار قارعه در تقدير بشر امروز نيست و حتي افراد نادر و استثنايي نمي­توانند از جهانشمول بودن قارعه فرار كنند يا از زير بار اقتضائات آن شانه خالي كرده و آنها را ناديده بگيرند. تكنيك و زندگي تكنيكي كه در همه جاي جهان بسط و گسترش پيدا كرده است، گواه جهانشمول بودن قارعه تكنولوژي است و قارعه تكنولوژي، گواه محترم بودن قارعه الهي در شديدترين وجه آن. گريز از قارعه الهي تنها براي ايزديان و آسمانيان ميسر است كه آنها خود از فراهم­آورندگان مقدمات قارعه الهي و از داوران " روز قارعه"اند. تنها در پناه اينان- ايزديان و آسمانيان – است كه گروهي اندك­شمار از مردم مي­توانند با صرفنظر كردن از هرگونه زندگي تكنيكي از " قارعه تكنولوژي" آزاد شده و خود را براي عبور از آزمون الهي(قارعه محتوم آخرالزمان) مهيا كنند.





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 



استاد محمد رضا لطفی یکی از مفاخر موسیقی ایران ، پس از بازگشت از خارج از کشور، به احیا گروه تعطیل شده شیدا که خود موسس آن بوده است همت گمارد . گروه همنوازان شیدا که تا دهه شصت تاثیر فراوانی در موسیقی ملی ما داشت بنا به نارسایی های فردی و اجتماعی کار خود را متوقف ساخت . در سال 1384پس از بازگشت محمدرضا لطفی در پی اقامت دائم او در وطن ، گروه شیدا مجدداً با ترکیبی جدید در قالب سه‌گروه هم‌نوازان شیدا، بانوان شیدا و بازسازی شیدا شکل گرفت. این گروه‌ها فعالیت خود را از سال 1385 که حاصل آن اجرای کنسرت‌های 26 تا 28 اردیبهشت امسال در تالار وزارت کشور بود .گروه شیدا آلبوم وطنم ایران کاری از گروه جوان و توانایی است که استاد مسلم و بی نظیرموسیقی ایران ، آنرا تشکیل داده است و جوانگرایی ایشان ارزنده ترین کار وی دردوره حاضر است . قطعا نیاز است که استاد لطفی که خود جوانی در مکتب نورعلی برومند و تربیت شده محضر ایشان بوده است ، استعدادهای جوان را کشف کند و آنها را به کارگیرد و منشا تحولات دیگری از سوی همین جوانان باشد . کل آلبوم وطنم ایران در نغمه دشتی و با آواز محمد معتمدی اجرا شده است . آلبوم با یک پیش درآمد زیبا ولی نه چندان نو و یک چهارمضراب آغاز میشود . سپس تکنوازی سه تار و در ادامه ساز و آواز اجرا میگردد . جز آستان توام در جــــهان پناهی نیست سرمرابجزاین درحواله گاهی نیست(حافظ) راستش نمیدانم در مورد جواب سه تار استاد لطفی چه بنویسم و چگونه بنویسم . شخصا فکر میکنم استاد سعی داشته است اجرایی جدید با حالتها و تونالیته های مختلف داشته باشد و به سبک و سیاق همیشگی ننوازد . ولی چندین بار که آواز و جواب را گوش دادم ، جواب را در برخی قسمتها نپسندیدم . صدای تولید شده از ساز نیز کمی با معمول متفاوت بوده و کندی بیش از حدی در آن مشاهده می شود . به نظرم در بعضی ابیات نوازنده و خواننده هر یک به سویی میروند و مطابقت کمی با هم به خصوص در هنگام آواز ، بر روی صدای خواننده دارند . مثلا به جواب ساز زیر صدای خواننده در این بیت میتوان اشاره کرد . غلام نرگس جماش آن سهی سروم .......... که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست معتمدی یک آواز خوان امیدوار کننده نشان داده است. صدایی بسیار دلنشین و استوار . خوشحالی زایدالوصف من از وجود هنرمندان جوان قابل توصیف نیست.وقتی معتمدی میخواند بی شک فکرمیکنی که با یک خواننده چهل یا پنجاه ساله پر تجربه سرو کار داری . ولی معتمدی حدود سی سال سن دارد و این مایه امیدواری فراوانی است . وی از مکتب تاج تقلید میکند و سعی نکرده است به روش کنونی اغلب خوانندگان از استاد شجریان تقلید محض کند . معتمدی صدایی وسیع و قدرتمند دارد. اوجها را بدون مشکل میخواند و اوج خوانیش خیلی شبیه به صدای اوج علیرضا قربانی به نظر می رسد . تنها نکته قابل ذکر یگ گرفتگی خفیف صدایی هنگام اوج است که هوااز بینی خارج می شود و اصطلاحا به آن "غنه" میگویند در بعضی موارد شنیده می شود و بر روی هجای "آ" مشهود است . دو تصنیف این آلبوم هر دو بدیع و زیبا هستند . تصنیف وطنم ایران با شعر و آهنگسازی لطفی روح حماسی آواز دشتی را مجدد زنده میکند.(موسیقی متن وبلاگ) در دلم باز نشستی تو که پیمانه شکستی محمد معتمدی - خواننده گروه شیدا زخزان بی خبرستی توکه آیینه شکستی همه شب ناله ی چنگی تو کمانی و خدنگی شب ما را تو پناهی......... تو امید دل مایی با منی ای دل شیدا با منی ای دل رسوا سینه ام آتش فردا بسته ی زلف چلیپا بی تو آتشکده ی ما ..........سرد و خاموش چو دریا همره من تو بمان بستر عشق جهان عطر یاس و سمنی گلرخ عشق منی ای وطن خاک شهان جام جم در تو نهان ......تو بمان سرو بلند آذر آباد سهند نروی از نظرم نام ایران زسرم ......خاک تو پیرهنم تویی ایران وطنم به خصوص آهنگ روی بیت بامنی ای دل شیدا که خیلی بر دل می نشیند در ساز و آواز آخرین ، لطفی این بار تار را به روش همیشگی خود و همانطور که لطفی را میشناسیم می نوازد . یک تار با شکوه و کاملا دشتی . معتمدی بر روی دوبیتی های پیر فرزانه ، باباطاهرهمدانی گوشه های مختلفی از دشتی ا اجرا میکند . وی چندین دوبیتی را بم ویک دوبیتی های در اوج اجرا میکند که نشاندهنده قدرت بم خوانی خوب معتمدی است . البته به نظرم این قسمت از آلبوم کمی طولانی و خسته کننده برای شنونده می باشد . نسیمی کز بن آن کاکل آیو مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو چوشو گیرم خیالت رو درآغوش سحر از بسترم بوی گل آیو تهیه و شنیدن "وطنم ایران" را به همه عاشقان موسیقی ایرانی توصیه میکنم. نوازندگان این مجموعه چنان با مهارت و زیبا نواخته اند که کمتر ممکن است فکر شود که اینان بسیار جوان هستند . علاقمندان آواز علاوه بر استفاده از صدای اساتید گذشته میتوانند بهره های فراوانی از صدای معتمدی ببرند و با توجه به کیفیت بالای ضبط به همه زوایای کار او پی ببرند و آموزش ببینند. طمانینه و صلابت معتمدی میتواند به خوبی برای یک هنرجوی آواز مورد توجه قرار گیرد . همچنین علاقمندان به تار و سه تار و کمانچه نیز میتوانند به لطف تکنولوژی جدیدضبط ، به تک تک مضرابهای لطفی گوش فرا بدهند و از آن لذت ببرند . همانطور که معتمدی نیز در یکی از مصاحبه هایش ،اشاره کرده است بودن با لطفی غنیمت است و همه اهالی این آلبوم همگی میتوانند افتخار کنند که رهبری همچون لطفی با آنها کار کرده و تجربیات ارزنده خود را در اختیارشان قرار داده است . لطفی از ارکان و قله های آهنگسازی و نوازندگی ماست و حضور او در جمع جوانان بیش از اندازه می تواند به رشد و بالندگی موسیقی ما کمک کند . مگر آنکه آفت همیشگی موسیقی ما که کبر و غرور است دامن آنان را بگیرد و یا جدالهای بی حاصل (جنگ قدرتها) در آینده گریبانگیر آنان شود .
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
نوع رفتار و واکنش دولت نهم، به ويژه در برخي وزارتخانه ها نسبت به سرنوشت فعالان غيردولتي، تشکل هاي صنفي، مطبوعات مستقل، ناشران و حتي پاره يي عرصه هاي توليدي و خدماتي به گونه يي است که از مرز بي تفاوتي فراتر رفته و شائبه احساس رضايت و شادماني را از فروپاشي و تعطيلي کامل اين مجموعه ها دامن مي زند.گرچه نمونه تر و تازه و سوزناک اين نوع رفتار ابهام برانگيز و شگفت آور را در قضيه «انجمن صنفي روزنامه نگاران» شاهد هستيم اما به گمان اين قلم، رفتار غيرمسوولانه و در خوش بينانه ترين تحليل، شيوه راحت طلبانه متوليان دولت به ويژه در مواجهه با چالش هاي ايجادشده پيش روي تشکل هاي غيردولتي و نيز فعاليت هاي مستقل، منحصر به انجمن صنفي روزنامه نگاران نيست. البته تحليل واقع بينانه تر اين است که بپذيريم در پس اين راهبرد فرسايشي براي خلاصي از مزاحمت برخي فعالان مستقل و تشکل هاي صنفي، انگيزه و اراده سياسي متوليان دولت نهم نقش اصلي را ايفا مي کند. ملاحظه بفرماييد؛ چند سال پيش در چارچوب مقررات جاري کشور و با رعايت تمامي ضوابط قانوني، «انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران» تشکيل مي شود و در وزارت کار به ثبت مي رسد. طبق اساسنامه يي که الگوي آن را همين وزارت کار ارائه کرده به فعاليت ادامه مي دهد، عضوگيري مي کند، هيات مديره برمي گزيند، با حضور نماينده رسمي وزارت کار انتخابات برگزار مي کند و همه چيزش آشکار و رسمي و قانوني است. ناگهان دولت نهم بر سر کار مي آيد. دوره هيات مديره قبلي انجمن به پايان مي رسد و طبق روال گذشته از اعضاي انجمن دعوت مي شود براي انتخاب هيات مديره جديد در جلسه مجمع عمومي حاضر شوند. اما شبيه بسياري از جلسه هاي مجامع قانوني، تعداد حاضران به حد نصاب لازم براي انتخابات نمي رسد و پس از دو بار دعوت، قضيه در بوته اجمال باقي مي ماند. ريشه اين مساله نيز به اساسنامه يي مربوط مي شود که از سوي وزارت کار ارائه شده است. از اينجا به بعد به جاي آنکه مسوولان وزارت کار درست آنچنان که از يک ارگان مسووليت شناس دستگاه دولتي انتظار مي رود با انگيزه حل مشکل و کمک به استمرار فعاليت قانوني يک تشکل صنفي مهم و تاثيرگذار وارد عرصه تعامل شوند، انگار مترصد فرصتي براي خلاصي از مزاحمت يک مجموعه ناهمسوي سياسي بوده اند، خط مشي شبهه ناک اضمحلال اين تشکل را برمي گزينند، در حالي که مجمع عمومي انجمن صنفي روزنامه نگاران سرانجام با حضور تعدادي از اعضا تشکيل و هيات مديره جديد انتخاب مي شود، اما ناگهان سر و کله وزارت کار آشکار مي شود اما نه به مثابه حلال مشکل و مددرسان به اين تشکل، بلکه به عنوان داعيه دار غيرقانوني بودن انتخاب هيات مديره جديد و سرانجام، صادرکننده حکم انحلال اين تشکل با حدود چهار هزار عضو که در واقع دربرگيرنده بدنه اصلي مطبوعات کشور، از راست و چپ و محافظه کار و اصولگرا و اصلاح طلب است و البته با اکثريتي قاطع از اصلاح طلبان.پافشاري مسوولان وزارت کار بر داعيه خود و رد قانوني آن توسط انجمن و طرح دادخواست در ديوان عدالت اداري و اظهارنظر اين نهاد، سرانجام ره به جايي نمي برد جز؛ واجد شرايط انحلال دانستن انجمن صنفي روزنامه نگاران از سوي وزارت کار، و خلاص.آيا اين است راه و رسم برخورد مسوولان يک دولت با مقررات صنفي و نه سياسي يک تشکل بسيار مهم؟، بفرماييد آب خنک بنوشيد، حضرات، اگر جناب آقاي جهرمي وزير محترم کار و امور اجتماعي دولت نهم و استاندار سال هاي دهه هاي 60 و 70 به خاطر داشته باشند، در دوران وزارت آقاي ناطق نوري که من و ايشان هر دو در وزارت کشور همکار بوديم، هرازچندگاهي براي توجيه فرمانداران و بخشداران، سمينارهايي برگزار مي شد و جناب وزير، يعني حضرت آقاي ناطق نوري، مطالبي به عنوان شيوه درست برخورد با مردم ارائه مي کرد. يکي از نکات جالب که همواره در ذهن و دل اين حقير باقي مانده اين بود که آقاي وزير مي گفت؛ ما دو نوع مقام مسوول (فرماندار، بخشدار، شهردار) داريم. نوع اول که در پاسخگويي به مراجعان تلاش مي کند در مجموعه مقررات بگردد، بلکه به استناد ماده و تبصره يي به ارباب رجوع پاسخ منفي بدهد و بگويد نه، نمي شود، نوع دوم، برعکس مي کوشد، جست وجو مي کند، بلکه بتواند به استناد ماده و تبصره قانوني، پاسخ مثبت بدهد و مشکلي را از مردم حل کند. يادتان هست، جناب آقاي جهرمي؟،آيا در قضيه انجمن صنفي روزنامه نگاران نمي شد به اين توصيه مشفقانه عمل کنيد؟ طفلکي ها، همه جور که آماده همکاري بوده اند، نبوده اند؟،اما نمي دانم اين چه شيوه ناپسندي است که در بخش هاي مهمي از دولت نهم نهادينه شده، مگر وزارت ارشاد نيز در برابر سرنوشت بسياري از نشريات و مطبوعات اينچنين نکرده است؟با يک قيام و قعود در يک جلسه حکم به توقيف تعداد فراواني از نشريات داده اند و دريغ از يک نمايش و تظاهر به تاسف و ناراحتي،چه مي گويم؟ ابراز مسرت و اظهار پشتيباني هم مي کنند. توقيف کتاب حتي پس از صدور مجوز نشر و عدم اجازه اکران فيلم حتي پس از صدور اجازه نمايش هم که مصداق «گل بود به سبزه نيز آراسته شد» است. در حالي که طبق اساسنامه اين وزارت، يکي از وظايف مهم آن حمايت از اهالي فرهنگ و هنر و رسانه است. من از اين همه خونسردي و بي اعتنايي در برابر خدشه دار شدن موجوديت و حيثيت حرفه يي تعداد بي شماري از بهترين نيروهاي فرهنگي و فکري و رسانه يي کشور در حيرت و انگشت به دهانم.گمان نرود که قضيه به اين دو وزارتخانه خلاصه مي شود، خير. در وزارتخانه هاي ديگر نيز نسبت به سرنوشت فعالان بخش غيردولتي خواه توليدگران صنعتي و کشاورزي، خواه بازرگانان بخش خدمات تشکل هاي دانشجويي پيراهني چاک نمي شود. برخورد وزير محترم علوم را در مواجهه با اين موارد مشاهده کرده ايد؟ اين هم يک شيوه دولت گرداني و اداره امور کشور است.«آسان، مطمئن و سرشار از سرخوشي، به همين سادگي، به همين خوشمزگي،»
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
قريب سه سال تاكيد رئيس جمهور بر مافياي اقتصادي و دست هاي پشت پرده آن كه همواره از سوي محمود احمدي نژاد بدون نام و آدرس بيان مي شد، اين بار از سوي يكي از حاميان وي در مجموعه "رايحه خوش خدمت" به مصداق تبديل شد تا عباس پاليزدار برخلاف رئيس جمهور كه مدعي بود اسامي مفسدين اقتصادي را در جيب شلوار خويش دارد، همه را به يكباره معرفي كند تا در ادامه آن شهري را هم بهم بريزد. و جالب آنكه نه رئيس جمهور و نه هيچ يك از طرفدارانش كه تا ديروز مدعي مبارزه با فساد اقتصادي بودند امروز كه اسامي به اصطلاح مفسدين اقتصادي از زبان يكي از يارانشان بيرون آمده است به طرفداري وي بر نمي خيزند، سهل است كه عضويت وي را هم در مجموعه منتسب به دولت انكار مي كنند. در ميان تحليل هاي موجود براي افشاگري هاي اين عضو طرفدار دولت تحليل هاي متفاوتي وجود دارد. برخي عقيده دارند اين كار در ادامه دعواي "نظامي- روحاني"، تلاش مجموعه احمدي نژاد در حذف و يا به ضعف كشاندن جريان راست سنتي در جامعه روحانيت مبارز و مدرسين قم است كه البته هم گروه موتلفه به آنها اضافه مي شود. دولت كه به هيچ وجه قادر به حل مشكلات اقتصادي نيست، دعواي فساد راه مي اندازد و در اين دعوا، گروهي از جريان راست را كه هيچگاه به دولت اعتماد نداشت اما مجبور بود با آن همراهي كند به چالش مي كشد. هم آنها را حذف مي كند و هم در بلواي فساد راهي براي برون رفت خودش پيدا مي كند. گروهي ديگر معتقدند طرح گسترده تر از تلاش دولت است. اين افشاگري ها پوست خزبرزه اي است زير پاي احمدي نژاد تا مجموعه راست سنتي را عليه دولت بسيج كند و آنها را كه هيچگاه دل خوشي از اين رئيس جمهور ناخواسته نداشتند راضي نمايند كه سياست سكوت و مماشات با دولت را تغيير دهند و به انتقاد علني بپردازند. در سومي تحليل هم اين افشاگري ها بيانگر آن است كه حساب كار و بار از دست مجموعه نيروهاي موسوم به اصول گرا در رفته است و عده اي سرخوش از حذف استراتژيك رقيب، كل سيستم را هدف قرار داده اند. در كنار اين تحليل ها يك نكته ديگر را نيز نبايد فراموش كرد. محمود احمدي نژاد امسال را سال افشاگري خوانده است. او بيم آن دارد امسال مهر، آخرين سالي باشد كه زنگ مدارس را به عنوان رئيس جمهور به صدا در مي آورد و براي اين هم خودش و اطرافيانش وعده افشاگري هاي بسيار مي دهند، شايد همانگونه كه انتخابات نهم رياست جمهوري را در تبليغات كبود با وعده هاي بيشمار برد، ادعاي فساد بيشمار هم برگ برنده او در انتخابات دهم رياست جمهوري باشد؛ هرچند كه او غافل است وعده هاي در انتخابات نهم از موضع يك كانديداي صرف بود در حاليكه وعده انتخابات دهم، وعده رئيس جمهوري است كه چهار سال علم مبارزه با فساد برداشته بود، درحاليكه حتي چند متري هم اين علم را بر دوش خودش حمل نكرده است. از سوي ديگر مخالفان احمدي نژاد هم در جريان محافظه كار يا همان اصول گرا ترجيح مي دهند فرد ديگري سكان قوه مجريه را در دست داشته باشد تا حداقل قدرت پيش بيني عمل و عكس العمل هاي رئيس دولت بالاتر رود و افشاگري، مخصوصاً اگر قلب جناح راست را در سطح سران هدف قرار دهد اين تقابل را تشدي مي كند. سناريوي راي آوري محمود احمدي نژاد قرباني مي خواهد و چه او و چه مخالفانش، هركدام كه تير اول را زودتر پرتاب كند موفق تر است، به شرط آنكه درست پرتاب كردن را نيز خود بداند. نشانه هاي استيصال جناح راست را در اين بازي مي توان در مواضع روزنامه "كيهان" هم مشاهده كرد. بازي "كيهان"، يك بازي از سر شكست است، آنجا كه پاي اصلاح طلبان را به ميان مي كشد تا مدعي شود چون ساختارشكنان –يعني همان اصلاح طلبان پيشرو- در اين افشاگري نامشان به ميان نيامده است، پس نتيجه قابل ذكر آن است كه پاليزدار، بازي خورده همين اصلاح طلبان است. غافل از آنكه كيهان نمي تواند به ياد آورد و البته هم نمي خواهد نام اعضاي ليست رايجه خوش خدمت را در انتخابات سوم شوراها براي يك بار ديگر نگاه كند؛ در ضمن سعي دارد تمام رابطه اي را كه بين پاليزدار و مجلس هفتم در تحقيق و تفحص و همچنين مركز پژوهش ها وجود داشت انكار نمايد. هنوز افكار عمومي به ياد دارند كه كيهان چگونه در سال هاي 76 و 77 در مخالفت با غلامحسين كرباسچي از مراقبت بيت المال مسلمين مي گفت و در ماجراي شهرام جزايري هم مجلس ششم را به چالش مي طلبيد. اما در اين يكي كه پاي جناح راست در ميان است، "كيهان" از سويي با احمدي نژاد قرابت دارد و نمي خواهد آزرده خاطر دولت شود و از سوي ديگر سهم آنها كه اسمشان در اين پرونده آمده است در همنشيني با كيهان كم نيست. از اين رو نام اصلاح طلبان ساختار شكن به ميان مي آيد حتي اگر در مسخرگي اين اتهام جاي هيچ شك و ترديدي وجود نداشته باشد و اين نكته از منظر برادران كيهان مغفول گردد، اينها به لطف همين ساختارشكني به ادعاي كيهان است كه مي توانند پيشرو باشند. چون اگر در اين گروه پيشرو ذره اي خطا و انحراف و شك و ترديد وجود داشت ديگر اين گروه از ترس خطا،پيشرو نمي بود. نظارت بيروني بر اصلاح طلبي پيشرو به حدي است كه امكان خطا را از آنها سلب مي كند و اين هم نعمت بزرگي براي اين اصلاح طلبان است. نعمتي كه دوستان كيهان در مجموعه جناح راست از آن بي بهره اند و به همين دليل با اندك افشاگري كل يك جريان وارد معركه نبرد مي شود و البته هم همگي از وهم آن تنها به تكذيب و لاپوشاني مي پردازند. دولت اصلاحات اين افتخار را داشت كه با اجازه دادن به نظارت افكار عمومي، باز گذاشتن سنت انتقاد، هرچند نامنصفانه و كوبنده و همچنين تعامل واقعي ميان منتقدان، درصد خطا و انحراف دروني را كم كند.
سئوال اما اينجاست دولت كنوني كه مدعي مبارزه با فساد است تا چه ميزان اجازه مي دهد منتقدان آن آزادانه به انتقاد بپردازند و دولت را به چالش بگيرند. دولت اصلاحات با چالش صدا و سيما به عنوان مهمترين بازيگر بحران ساز رو به رو بود اما از درون تمام آن بحران ها، امروز كسي به خودش اجازه نمي دهد نامي از اصلاح طلبان در ميان مفسدان ببرد. اما دولت كنوني چطور؟ و اصلاً آيا در اين دولت فسادي كه اين همه دعوي مبارزه با آن مي شود كم شده است يا زياد. از صحبت هاي رئيس جمهور كه كم شدن فساد استنباط نمي شود. چون او همانگونه كه در ابتدا از مبارزه با فساد مي گفت امروز هم مي گويد و چه بسا بيشتر بر مهر مبارزه با فساد مي كوبد و اين عجيب نيست. دولتي كه از توقيف يك خبرگزاري به مناسبت خبري در مورد رئيس يكي از مجموعه هاي خود دفاع مي كند و اصلاً خودش مسبب توقيف مي شود نمي تواند دولت مبارز با فساد باشد، چون از اصلي ترين اهرم هاي مبارزه با فساد يعني رسانه هاي عمومي هراسان است. از خاطر نبريم روزنامه واشنگتن پست با دو خبرنگار از استراق سمع جمهوري خواهان در اتاق تصميم گيري دموكرات ها پرده برداشت و نه تنها رئيس جمهوري جمهوري خواه آمريكا اجازه پيدا نكرد روزنامه را كه زياد هم به پر و پايش مي پيچيد توقيف كند، بلكه حتي از شر اين ذو روزنامه نگار هم رها نبود؛ آن وقت امروز دولت محمود احمدي نژاد انتشار خبري را در يك خبرگزاري و يا انتقال پيامي را در يك روزنامه منشا مبارزه با دولت مي داند، حكم به توقيف مي دهد و ادعاي مبارزه با فساد هم دارد. امري كه تجميع آنها از محالات است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی |