تبليغاتX
حصار
ادبی.هنری.اجتماعی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
در ادامه مطلب قبلی در مورد آموزشهای کودکان در ایران در سطوری که در پی می آید در مورد موسیقی کودکان خواهم نوشت. موسیقی کودک سابقه چندان درازی ندارد و اساسا در موسیقی ایران هیچ گونه طبقه بندی سنی وجود نداشته است در زمان استاد علی نقی خان وزیری با ابتکار ایشان سرود هایی بر روی اشعار کلاسیک ویژه دانش آموزان مدارس ساخته شد. و مدتی نیز درس داده میشد و این کار به نوعی تنها فعالیت جدی در این راستا با درون مایه ای ملی بوده است. بعد از آن البته فعالیت های بسیار کمرنگ در این زمینه انجام شد که به هیچ وجه قابل توجه نبود. در سوی دیگر موسیقی کودک با محتوای غیر ایرانی منطبق با الگو های غربی وارد ایران شد.این موسیقی به خصوص در سالهای اخیر با تلاشهای اقای ناصر نظر رونق خاصی گرفت و به نوعی جای خود را در بین مردم یافت . موسیقی ارف مانند هر امر دیگری دارای محاسن و معایبی است که در اینجا سعی میکنم به ان بپردازم. در وهله اول این مساله قابل ستایش است که این موسیقی به خصوص با همت آقای نظر و شاگردانشان توانسته است به نوعی ضرورت وجود چنین موسیقی را در جامعه ایجاد کند. و در ثانی با توجه به سمت سوی آموزشی که دارد توانسته است از محتوای مناسبی بر خوردار شود ولی از نظر نگارنده این روش دارای نواقصی است که در ذیل به آنها اشاره خواهم کرد: 1.این موسیقی بر خلاف آخرین توصیه های روانشناسان کودک بر مبنای نوعی آموزش جدی است و توجه کمی به پرورش خلاقیت کودکان دارد. 2.با توجه به این که حالت های زبانی کودکان تا سن 7 سالگی عملا آنطور که باید شکل نگرفته است نوع آکسانهای این موسیقی که منطبق بر موسیقی کلاسیک غرب است با آکسانهای زبان فارسی کاملا متفاوت است و این امر باعث صدمه خوردن به فضای زبانی کودکان و نیز عدم ارتباط بین زبان موسیقی و زبان گفتاری او خواهد شد. 3.سازهای این موسیقی محدود و در بسیاری از موارد برای کودکان غیر قابل استفاده است و از سوی دیگر قابلیت ارضا روحی سلایق و احساسات همه کودکان را ندارد. 4.ابن موسیقی اساسا هیچ ارتباط فرهنگی با فرهنگ ملی ما ندارد و کودکان را با فضای چند قرن قبل اروپا آشنا میکند نه با فرهنگ ملی خودشان که به نظر نگارنده بسار مهم است. 5.شیوه های آموزشی این موسیقی در اغلب موارد بسیار غیر قابل هضم و غیر کاربردی است و باعث عدم توجه لازم کودکان به مساله موسیقی میشود. 6.اشعار به کار رفته در این نوع موسیقی اغلب اشعاری بسیار سطحی و بی محتوا هستند و هیچ شباهتی با ادبیات پر بار و استثنایی ایران ندارند. با توجه به روند فرهنگی کشور و بی توجهی روز افزون نهاد های فرهنگی به از بین رفتن فرهنگ غنی ایرانی و نیز نواقصی که در شیوه ارف هست و با توجه به اینکه این سیستم بسیار قدیمی شده است لازمه به وجود آمدن روشی نو در ارایه موسیقی دستگاهی ایران به کودکان بسیار حس میشود.روشی که در آن کودکان با فضای ادبی و موسیقایی کشور خود آشنا شوند و سازهای مختلف آن را بشناسند.روشی که در آن آموزش به شیوه ای باشد که خلاقیت کودکان را در راستای فرهنگ ملی شان پرورش دهد. نگارنده مدتی است که اقدام به طراحی سیستم آموزشی کرده است که در آن سعی شده است به شاخص های مختلف فرهنگ ملی به خصوص موسیقی دستگاهی توجه شود.در مدتی که به اجرای این طرح پرداختم موفقیتهای بسیار خوبی کسب کردم و البته کاستی هایی نیز دیدم که در نوشته های بعدی سعی می کنم به آنها اشاره کنم. امیدوارم از نظرات ارزنده شما خوانندگان محترم بهره مند شوم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
ضایعه تاسف بار و ناگهانی درگذشت احمد بورغانی روزنامه نگار . نماینده مجلس ششم و فعال سیاسی را به همه ملت ایران به ویژه به خانواده محترمش واهالی مطبوعات ایران تسلیت می گویم و امیدواریم که خداوند برای شادی روح او و همه کسانی که قلبی تپنده برای آبادی و آزادی این مرز و بوم داشتند ملت سربلند ایران را به حقوق حقه اش برساند.
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
آموزش در همه جوامع پیشرفته و یا روبه رشد جهان همواره از پر اهمیت ترین بخشهاست.اندکی بررسی در احوال کشور های پیشرفته جهان نشان میدهد که از عمده دلایل پیشرفتشان نظام صحیح آموزشی یا به قول ما آموزش و پرورش مناسب است.
وضع آموزش و پرورش در کشور مااز هر نظر وضعیتی اسف بار و نابسامان است.این مشکلات از نبود کلاس های درس مناسب در شهرها و روستاهای ما آغاز میشود و تا ایرادات نظامهای آموزشی و وضع معیشتی معلمان ادامه می یابد.نبود امکانات آموزشی و ورزشی و عدم وجود فضاهای آموزشی در کل کشور و عدم حضور معلمان زبده و مطلع از مباحث روز و هزاران مساله دیگر آموزش و پرورش ما را به یکی از ضعیف ترین نظام های آموزشی جهان تبدیل کرده است.
البته همان طور که از تیتر مطلب بر می اید موضوع ما مربوط به آموزشهای کودکان قبل از دبستان است و بررسی مشکلات آموزشی در ایران مجالی دیگر را طلب میکند.آموزشهای کودکان در ایران نیز نظیر سایر آموزشها در سایر سطوح مشکلات فراوانی دارد که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1.غیر جدی بودن و بی اهمیت قلمداد کردن این آموزشها (البته نه در ظاهر).
2.عدم استفاده از مربیان منسب چه از نظر علمی و چه از
نظر روحی و روانی. 
3.اصرار بی دلیل خانواده ها به آموزشهای غیر اصولی که بیشتر جنبه نمایشی دارند.
4.عدم توجه به مساله خلاقیت و پرورش آن در کودکان و حتی سرکوب خلاقیتها در مواردی متعدد.
5. تاکید بر آموزشهای اجباری و سنگین برای کودکان بدون لحاظ کردن شرایط سنی آنها.


غالب آموزشهای کودکان در مرحله پیش دبستانی در مهد های کودک انجام می گیرد.نکته مهم و قابل تامل در اموزشهای کودکان دراین مراکز این است که کانون توجهات نه کیفیت آموزشها که کمیت آنهاست و این امر در اغلب تبلیغات اکثر آنها مشهود است.و متاسفانه این گونه شیوه ها باعث ایجاد فرهنگی غلط در جامعه نسبت به توقعات آموزشی از کودکان در خانواده ها شده است. به طوریکه تمامی سنجشها کمی است نه کیفی.البته این مطلب جای تاسف است که همین شیوه های نادرست نیز در بسیاری نقاط به هیچ وجه وجود ندارد و کودکان از هر نوع آموزشی محروم اند.
در اغلب نقاط جهان سن آموزشهای خاص اجباری (مدرسه ای) هفت یا هشت سالگی است و البته در مراحل آغازین نیز این آموزشها جنبه پرورش خلاقیت دارد تا فعالیتی صرفا آموزشی. این در حالی است که در کشور ما کودکان قبل از اینکه خوب حرف زدن را بیاموزند مورد هجوم انواع و اقسام آموزشهای غیر اصولی قرار میگیرند.
البته مقصود نگارنده از نگاشتن این سطور نفی لازمه آموزشهای پیش دبستانی نیست بلکه غرض تاکید بر آموزشهایی کاربردی ومناسب رده سنی و مهمتر از همه با محوریت پرورش خلاقیت کودکان است.
در روزهای آینده مطالبی پیرامون آموزشهای کودکان به ویژه موسیقی کودک در اختیار علاقمندان قرار
خواهم داد. 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 

با توجه به روزهایی که پشت سر می گذاریم وسیمین سالگرد پیروزی انقلاب بی مناسبت ندیدم که سطوری را هر چند اندک پیرامون فضای فرهنگی و هنری ایران بعد و قبل از انقلاب 57 بنویسم.
انقلاب حرکتی بنیادی و فرا گیر است و همه جوانب و متعلقات یک جامعه را تحت تاثیر خود قرار میدهد و هنر ومقولات فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.در تحولات و حوداثی چون انقلاب مشروطه و یا ملی شدن صنعت نفت و اتفاقات قبل و بعد از آن که دامنهایی بسیار کوچکتر از انقلاب 57 داشت تاثیرات بسیار شگرفی مشاهده میشود که این تاثیرات در دوران انقلاب 57 دهها برابر بوده است.
آثار هنری این دوره شاید از دید بسیاری ایده آل ترین آثار هنری ماست: که به نظر نگارنده می تواند به چند دلیل باشد:
1. تطابق و همگونی آثار تولیدی با نیاز روز جامعه.
2.در گیر شدن همه ظرفیت های روحی و احساسی و تکنیکی هنر مندان به دلیل فضای ملتهب و پر تنش جامعه.
3.عدم حضور نظارتهای مخرب سیستمهای نظارتی به علت نبودن نظام مشخص در جامعه.
4. اتحاد و همدلی همه اقشار جامعه و به تبع ان هنرمندان و تاثیر سازنده این همدلی در تولید اثار هنری.
5. حضور فعال آزادانه و پر رنگ همه گروهها و طبقات جامعه در فرایندهای مختلف اجتماعی.

با توجه به مطالبی که گفته شد دو سئوال مهم به ذهن متبادر میشود:1.با توجه به کیفیت و نفوذ آثار هنری یاد شده تولید چنین آثاری چگونه ممکن است؟2.آیا اساسا نیاز جامعه ما در شرایط فعلی خلق چنین آثاریست؟
گی روشه در تعریف انقلاب می گوید:" انقلاب عبارت از عصیان جمعی ناگهانی و شدیدی است که قصد ان واژگونی قدرت یا رژیمی ویا دگرگونی وضعیت معینی است.بدین ترتیب انقلاب لحظه ای حقیقتا تاریخی است که حالت انفجار اجتماعی و در عین حال حالت هیجان انفرادی مشخصه آن است."
با توجه به تعریفی که گفته شد بعید به نظر می آید که چنین اثاری دیگر تولید شوند چون دیگر چنین شرایطی وجود ندارد و اساسا جامعه ای که در حال ثبات است و در چنین شرایطی نیست نیازی به این نوع آثار ندارد.
اما جالب این جاست که در کشور ما به ویژه در سالهای اخیر اصرار شدیدی وجود دارد کهع همه خود را انقلاب بنامند و هر چیز مطابق میلشان را تحت این عنوان ارزش وهر اثر خلاف میلشان را اثری غیر انقلابی و ضد ارزش بدانند در حالیکه با توجه به مباحثی که نگاشته شد چنین ادعایی از پایه بی ربط و غیر منطقی است واگر نیز قابل قبول باشد مدعی موضوع را درست نفهمیده است چرا که رفتارها . موضع گیری ها . نظارتها ی مداخله جویانه و..............نه تنها هیچ انطباقی با آرمانهای انقلاب ندارد : با آنها در تضاد کامل است.امیدواریم هنر و فرهنگ ایرانی در فضایی آرام و به دور از غرض ورزی وسیاسی بازی به مسیری درست هدایت شود و بیش از این دچار خسران نشود.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
دیروز نقدی از نمایش افرا اثر استاد و هنرمند ارزنده بهرام بیضایی از استاد عزیز و بزرگوارم محمد رضا لطفی در هفته نامه وزین شهروند امروز به چاپ رسیده بود.
هم نمایش افرا دیدنی است و هم مطلب استاد لطفی خواندنی. مطلب استاد لطفی قبل از آنکه نقدی هنری باشد درد نامه ای انسانی است از یک هنرمند آگاه و دردمند در جامعه ای محروم از آنچه که باید باشد وآنچه که نباید باشد.
جامعه ای که در راس هنری چون تائتر آن باید هنرمندی چون بیضایی باشد و در راس موسیقی آن کسانی چون لطفی و دیگران...
شاید آنچه که امروز نیاز جدی فضای فرهنگی ماست آمدن بعضی و رفتن بعضی دیگر در مصادر اصلی آموزشی و فرهنگی کشور باشد تا شاید جمیع هنرهای ما که در ورطه  افتاده است نجات یابد.
اما حیف صد حیف که کلیدی ترین مراکز آموزشی و سیاستگذاری ما در عرصه های مختلف جای همه هست جز آنکه باید باشد. و مرکب فرهنگ و هنر ایران بزرگ با چنین اوضاعی به همان جایی خواهد رفت که عرب نی انداخت
..........
مگر خضر مبارک پی در آید...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
سلام.روز های زمستان معمولا روز های خوبی برای فرهنگ ایران زمین نیست هر وقت به زمستان های چند سال اخیر نگاه میکنم میبینم چه گنجینه های در این زمستان ها از گلستان فرهنگ ما رفتند و امشب..........
امشب خبر دار شدم که موسیقی مقامی ایران یکی از آخرین ها را از دست داده
آخرین بخشی پر کشید...
حاج قربان سیلیمانی آخرین بخشی موسیقی شمال خراسان امروز به ابدیت سفر کرد ونغمه آسمانی دوتارش و آوای ملکوتیش برای همیشه یاد و نام او را در بین اهالی فرهنگ و هنر سراسر جهان زنده نگاه خواهد داشت.
بخشی ها به نوازندگانی گفته میشود که از ساز تا شعر و موسیقی شان را خودشان تهیه می کردند.نسل این نوازندگان با در گذشت استاد حاج قربان سلیمانی از میان رفت و فرهنگ این مرز و بوم بار دیگر یک آخرین را ازدست داد.
در گذشت این استاد یگانه را به همه ایرانیان تسلیت میگویم.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 2:20 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی | 
سالها از پی هم امده اند و هر سال عاشورایی!؟ عاشورا در سخن وعاظ ودر مراثی مدیحه سرایان و در آرا متفکران جایگاه ویژه و در خوری دارد.
کاش امسال در عاشورای 1428 می توانستیم از منظر خودمان به این حادثه نگاه کنیم وبرداشتی عملی و اگاهانه از این روز بگیریم.
شاید همه این جمله را بارها شنیدهاند که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" اما مفهوم آن چیست؟چه رازی در این روز و در آ ن سرزمین نهفته است که هر روز آن روز است و هرزمین.. .
درس حسین آزادی در برابر اسارت است....
درس حسین به مصداق آیه شریفه " قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فردی " قیام در خداست....
درس حسین رقص عشق در میدان خون است نه رقص ضعف در میدان بلا.....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 2:0 قبل از ظهر  توسط سید علی مصطفوی |